تنها شانس
زنده ماندن اين صدا با رسيدن کمکهاي مالي شماست.کمک مالي شما تنها
منبع درآمد اين صداست
POSTGIRO
141 24 05- 1
Anjouman
TAFTAN SWEDEN
Please
SUPPORT
your own radio.
Bank
account:
POSTGIRO
141 24 05- 1
Anjouman
TAFTAN SWEDEN
توضيحي از طرف راديو بلوچي
اف ام
آقاي ارژنگ بامشاد نويسنده
مقاله"بلوچستان در آستانه درگيريهاي قومي و مذهبي" که در زير آمده است آمار و
ارقامي (سي
هزار دانشجو بلوچ فقط در دانشگاههاي استان!! ؟؟) را در مقاله شان ذکر نموده اند که متاسفانه هنگام مقايسه با تحقيقات و
آمار موجود از منابع موثق ، نشان ميدهد که آمار و ارقام ايشان از واقعيت
بسياربسيار فاصله دارند
اين مقايسه را در زير مشاهده
کنيد و خود قضاوت کنيد
ارژنگ
بامشاد:تشویق
و گسترش همزیستی مسالمت آمیز، که تاکنون به شکل درخشانی جریان
داشته، شکل دیگر مقابله با افراطیون و بحران سازان است. تاریخ 6 دهه ی اخیر
بلوچستان، که با مهاجرات اولین موج مهاجرین غیربومی به استان آغاز شد،
نمونه ای از همزیستی بلوچ ها، زابلی ها، بیرجندی ها، کرمانی ها، یزدی ها،
رفسنجانی ها و بمی ها بوده است. این همزیستی با ارتباطات گسترده اقتصادی،
اجتماعی و فرهنگی به هم گره خورده است. هم اکنون
نیز بیش از 40 هزار دانشجو از 70 هزار دانشجوی دانشگاه های استان از دیگر شهرها
به این استان آمده اند وبا زندگی و فرهنگ مردم استان آشنا می شوند
" آمار آقای عبدالعزيز دولتی بخشان نماينده
سابق سراوان: طبق آماری كه آقای عبدالعزيز دولتی بخشان
نماينده سابق سراوان در مجلس شورای اسلامی و مشاور كنونی وزير آموزش وپرورش در
نشست مؤسسه عالی آموزش و پژوهش در ٨ دی ١٣٨١ ارايه دادند، درسال ١٣٥٦، نه (٩)
دانشجوی بلوچ در دانشگاههای استان سيستان وبلوچستان تحصيل میكردند كه در سال
تحصيلی (٨١-١٣٨٢) اين عدد به ٢٠ دانشجو رسيد. اين در حالی است كه طبق گفته
ايشان، بلوچها در ايران ٢ مليون نفرند. حال اگر دست بالا را بگيريم وبر اين
مبنا فرض كنيم كه ٢٠٠ دنشجوی بلوچ در كل دانشگاههای ايران تحصيل میكنند، در
اين صورت سهم بلوچها از ٤ مليون شمار كل دانشجويان ايرانی فقط ٠،٠٠٥% ( پنج
هزارم درصد) است. يعنی از هر ده هزار دانشجوی ايرانی فقط ٥ نفر آنان دانشجوی
بلوچاند. فراموش نكنيم كه بلوچها ٣ درصد از جمعيت ايران را تشكيل میدهند..........ادامه
مطلب
جهت روشنگري صحيح و واقعي منتظر توضيحات آقاي ارژنگ در
اين زمينه هستيم .
راديو بلوچي اف ام
++++++++++++++++.
بلوچستان
در
آستانه ی درگیری های قومی ـ مذهبی
اارژنگ بامشاد
a.bamshad@yahoo.com
به دنبال حوادث اخیر در زاهدان و با فشارهای
شدید شهریاری نماینده زاهدان در مجلس و سخنان تند امام جمعه زاهدان، سردار
احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی استان از کار برکنار و سردار غفاری فرمانده
قرارگاه فتح ، با حفظ سمت، سرپرستی نیروی انتظامی در استان سیستان و بلوچستان
را بر عهد ه گرفت. هم زمان با این تغییرات پاره ای از رده های بالای نیروی
انتظامی نیز از کار برکنار شدند . به دنبال این تغییرات گسترده خبر از دستگیری
های جدیدی از بلوچستان می آید. ابتدا خبر دستگیری 5 تن از فعالین بلوچ در
زاهدان و سپس خبر دستگیری دو نفر همراه با مواد منفجره در سراوان پخش گردید و
این موج دستگیری ها را نشانه اقدامات سرپرست نیروی انتظامی قلمداد کردند.
هم زمان با این تحولات، شهریاری نماینده
زاهدان در مجلس شورای اسلامی که از حزب اللهی های سرکوبگر و دوآتشه است در
مصاحبه ای با هفته نامه "عیاران" چاپ زاهدان در 14 اسفند 85 به دفاع از مواضع
خود و خط سرکوبگرانه ا ش پرداخت. او در این مصاحبه از اقدامات خود برای تسلط
کامل نیروهای وابسته به باندش بر ارگان های استان پرده برداشت و در پاسخ به
این سئوال که "خیلی از کسانی که اکنون مدیریت دستگاه های اجرائی استان هستند،
می گویند از دوستان شما و یا در ستاد شما بودند؟ گفت: " شاید درست باشد چون آن
زمان که بنده کاندید نمایندگی مجلس بودم تمام نیروهای ارزشی و حزب الله با من
بودند" و در پاسخ به این سئوال: "گفته می شود مدیریت های استان در دولت جدید
به سمت قوم خاصی محدود شده است؟" پاسخ داد که : " بروید آمار بگیرید ببینید
آیا مدیریت ها در دولت احمدی نژاد به نفع تشییع سیستانی شده یا به ضرر آنان؟"
او سپس از اعدام بیش از 40 نفر از جوانان بلوچ در 9 ماهه اخیر دفاع کرد و
توضیح داد: " با پیگیری هائی که کردیم حجت الاسلام نکونام به استان آمد که از
قوه قضائیه تشکر می کنم" و سپس ادامه داد: " تمام کسانی که اعدام شدند کسانی
بودند که یا قتل نفس انجام دادند و یا گروگانگیری مسلحانه کردند." و افزود: "
علاوه بر این بیش ار 700 نفر زندانی در زندان های استان هستند که حکم اعدام از
دیوان عالی کشور دارند ولی این احکام تاکنون اجرا نشده است. اینطور نبوده که
حجت الاسلام نکونام رئیس دادگستری استان به خاطر فضاسازی یک عده ای را اعدام
بکند. و اعدام سریع نصرالله شنبه زهی به این دلیل بود که بالاخره فضای زاهدان
در آن مقطع خیلی متشنج بود و کسی هم که خودش اعتراف می کند در شهادت 4 نفر از
پرسنل نیروی انتظامی و بمب گذاری اتوبوس سپاه دخالت داشته لازم بود که برای
آرامش فضای عمومی اعدام شود. به نظر من نگه داشتن وغذا دادن از مال بیت المال
به چنین شخصی حرام است."
تسلط باند حزب الله که خود را "تشیع سیستانی"
می نامد بر ارگان های اجرائی استان نارضایتی مردم بلوچستان را به شدت بالا برده
است . اما شهریاری در پاسخ به این سئوال خبرنگار که می پرسد: " گفته می شود
ناامنی ها در استان بویژه بعد از بدست گرفتن مدیریت استان توسط نیروهای بومی و
انتصاب استاندار بومی تشدید یافته است، آیا قبول دارید یکی از عوامل تشدید
ناامنی های استان به علت انتصاب مدیریت بومی می باشد؟ می گوید: " 98 درصد مردم
اهل سنت تعاملشان با سیستم مدیریت اداری و دولتی کشور و استان خوب است ولی
نمایندگان اهل سنت تعامل خوبی ندارند و با سیستم اداری استان همآهنگی ندارند.
چون از روز اول نمی خواستند استاندار بومی باشد." سپس با تهدید وقیحانه ی مردم
بلوچستان می گوید: " شمار انگشت شمار 1 الی 2 درصد اهل سنت را از توده مردم جدا
کنید که آن ها طرف حساب ما هستند" و سپس روحانیت اهل سنت را به باد انتقاد می
گیرد و ادامه می دهد: "بروید با تک تک شهروندان استان صحبت کنید آیا شده کسی از
برادران اهل سنت احساس ناامنی بکند؟ مگر آن ها برادران مان نیستند چرا نمی آیند
محیط را برای این مزدوران ناامن نمی کنند؟ چرا ناامنی فقط برای قوم خاصی؟." و
در مورد موضع رهبران روحانی اهل سنت در مورد اقدامات تروریستی می گوید: "می
گویند ما محکوم می کنیم ولی اسمش را نمی برند، فقط در تشییع جنازه شرکت می
کنند."
سخنان به شدت تهدیدآمیز نماینده رژیم از زاهدان و
نقش او در جابجائی مدیریت های استان در سطوح مختلف و بویژه در نیروهای انتظامی
و امنیتی استان و تکیه بر به اصطلاح "تشییع سیستانی" برای پیشبرد خط سرکوبگرانه
ی خود و حمایت دولت احمدی نژاد از این سیاست در استان بلوچستان و سیستان، عملأ
این استان را به سوی یک دوره درگیری های خونین و نارآمی ها سوق می دهد.
این سیاست به شدت خطرناک در گام اول باعث می
شود که نیروهای خواهان همزیستی مسالمت آمیز ملیت های مختلف در استان زیر فشار
تندروها قرار گیرند و زمینه برای رشد نیروهای خواهان درگیری های قومی فراهم
گردد. بی جهت نیست که "جندالله " در مطلبی تحت عنوان "سخنی با علماء و مردم
بلوچ" می نویسد: "ما از آن دسته مولوی ها و سفیدریشانی که تن به این ذلت داده و
مبارزین را به خاطر چند مزدور زابلی کثیف در شبکه خود زابلی ها محکوم کردند می
پرسم که شما به خاطر این که جوانان بلوچ بیگناه که به دار آویخته می شوند یا
این که علمای ما را که ترور و با توطئه شهید می کنند...تاکنون چند بار این همه
جنایت دولت آخویسم را محکوم کرده اید؟ پس از خدا بترسید و این کارها را نکنید
". روشن که چنین تهدیدی از سوی یک نیروی مسلح، مولوی ها و ریش سفیدان بلوچ را
به شدت زیر فشار قرار خواهد داد. و یا " کانون رهائی بلوچستان" بی مهابا تعداد
زیادی از روحانیون اهل سنت و معتمدین محلی و سران طوایف شهنوازی، ریگی، میربلوچ
زهی، مرادزهی، براهوئی، جمال زهی، ترشابی، کرم زهی، بهادرزهی، شلی بر،
یاراحمدزهی، ایرندگانی، جمشیدزهی، و بامری را که عملیات "جندالله" را محکوم
کردند را به یک باره خائن نامیده است بدون آن که توجه کند که این امضاء ها درچه
شرایطی به زیر متون گذاشته شده است. از سوی دیگر فشار مشابهی نیز از سوی "حزب
الله" استان بر مردم، سران طوایف و روحانیت اهل سنت وارد می آید. در چند ماه
گذشته نیروهای امنیتی رژیم با اعزام مأمورانی به مناطق مختلف، سران و سرداران
طوایف و همچنین مولوی های اهل سنت را زیر فشار گذاشتند که بطور روشن و یکجانبه
عملیات تروریستی "جندالله" را به نام محکوم کنند و تهدید کرده اند در غیر
اینصورت آن ها را همدست و حامی این جریان قلمداد خواهند کرد. این درخواست در
حالی انجام می گیرد که بنا به اعتراف خود شهریاری بیش از 40 جوان بلوچ اعدام
شده و 700 نفر دیگر حکم اعدام گرفته اند. و فشارهای گسترده ای علیه مردم بلوچ
ادامه دارد.
این سیاست امنیتی ـ نظامی که زمینه ی گسترش
ناامنی ها را در استان به شدت افزایش داده، از یکسو باعث مهاجرت نیروهایی می
شود که می توانند با منابع مالی و قدرت اقتصادی خود در استان نقش مثبتی ایفا
کنند و از سوی دیگر رغبت به سرمایه گذاری را به شدت کاهش داده است. بی جهت
نیست که ازبنا به اعتراف خود حکومتیان از مجموع 878 میلیارد تومان تسهیلات
بنگاه های اقتصادی تنها 40 میلیارد آن هزینه شده است. روشن است که این امر ضربه
ی سنگینی بر اقتصاد بشدت ضعیف استان وارد ساخته است. در چنین وضعیتی جمعیت
بیکاران استان افزایش می یابد و عدم اشتغال و بیکاری و فقر گسترش یابنده ،
جوانان این استان را یا به دام قاچاقچیان می اندازد، یا اسیر دیو اعتیاد می
سازد و یا به عصیان های ماجراجویانه و جدا از توده وامیدارد.
این سیاست بحران ساز، ازآنجا که توسط یک
جریان بنیادگرای مذهبی شیعه در یک منطقه اکثرأ سنی نشین اعمال می شود، به تدریج
زمینه ی درگیری ها و گسترش نفرت مذهبی را فراهم می سازد. هم اکنون شاهد رشد
جریاناتی از هر دو سو هستیم که در خطبه ها و یا موعظه های درونی خود طرف مقابل
را کافر و غیرمسلمان و خونشان را حلال اعلام می کنند. و یا "جندالله" و "حزب
الله"، تلاش می کنند اقدامات خود را بر پایه اعتقادات مذهبی مردم توجیه کنند.
رشد چنین نگرش های بنیادگرایانه می تواند نتایج خونینی در برداشته باشد. وقتی
عامل تعصبات مذهبی با تبعیضات قومی همراه می شود، آنوقت دامنه درگیری های قومی
افزایش یافته و خصلت کاملأ انفجاری به خود می گیرد. هم اکنون این فضای انفجاری
را در استان می توان حس کرد. و همبن فضای انفجاری است که نیروهای سلطه گر خارجی
روی آن سرمایه گذاری کرده اند و برای شعله ور کردن آتش درگیری های قومی ـ مذهبی
با گشاده دستی هزینه می کنند.
برای مقابله با خطری که بلوچستان را تهدید می
کند، بیش از هر چیز باید با سلطه بنیادگران مذهبی، چه شیعه و چه سنی مقابله کرد
و به افشای نقش مخربشان پرداخت. روشن است که در شرایط حاکمیت دولت مذهبی شیعه،
مظلومیت اهل سنت و اجحافاتی که به آن ها و روحانیونشان می شود را نباید نادیده
گرفته شود. واقعیت این است که هم اکنون تسلط بنیادگرایان شیعه در دستگاه مدیریت
استان زمینه ساز اصلی بحران و فضای انفجاری کنونی است. این جریان بینادگرا و
بشدت مرتجع، با بیشرمی تمام حقوق مردم بلوچ استان را نادیده می گیرد و نمی
خواهد این واقعیت را بپذیرد که مردم بلوچ، جزئی جدائی ناپذیر از مردم کشور
هستند و اگر ایرانی تر از دیگر ایرانیان نباشند، کمتر از دیگران ایرانی نیستند
و مثل بقیه مردم حق دارند در سرزمین آبا و اجدادی خود با آرامش زندگی کنند. نه
این که همواره در رعب و وحشت تهاجم نیروهای مزدور سپاه و انتظامی و امنیتی رژیم
قرار داشته باشند و حتی در زیر سقف خانه شان و یا حتی در کپرهایشان آرامش
نداشته باشند. انتخابات شوراهای شهر در استان نشان داد که نمایندگان این مردم
در تمامی شهرهای استان از اکثریت برخوردارند و بنابراین باید به نظر این اکثریت
احترام گذاشت. بی توجهی به خواست این اکثریت، یعنی بی توجهی کامل به حق تعیین
سرنوشت مردم استان و به هم زدن توازن موجود میان بلوچستان و سیستان به عنوان دو
جزء متشکل استان، و حاکم کردن سیستانی ها یا به قول شهریاری "تشییع سیستانی" در
ارگان ها و نهادهای دولتی و نظامی ـ امنیتی نمی تواند با واکنش مردم بلوچ روبرو
نشود. این نکته ای است که نباید از نظر دور داشت.
تشویق و گسترش همزیستی مسالمت آمیز، که
تاکنون به شکل درخشانی جریان
داشته، شکل دیگر مقابله با افراطیون و بحران سازان است. تاریخ 6 دهه ی اخیر
بلوچستان، که با مهاجرات اولین موج مهاجرین غیربومی به استان آغاز شد،
نمونه ای از همزیستی بلوچ ها، زابلی ها، بیرجندی ها، کرمانی ها، یزدی ها،
رفسنجانی ها و بمی ها بوده است. این همزیستی با ارتباطات گسترده اقتصادی،
اجتماعی و فرهنگی به هم گره خورده است. هم اکنون
نیز بیش از 40 هزار دانشجو از 70 هزار دانشجوی دانشگاه های استان از دیگر شهرها
به این استان آمده اند وبا زندگی و فرهنگ مردم استان آشنا می شوند.
سیاست بحران سازان مرتجع حاکم پایه های این همزیستی را هدف گرفته است. برای
حفظ پایه های این همزیستی مسالمت آمیز و زندگی خواهرانه و برادرانه ی مردم،
باید سیاست های بشدت تبعیض آمیز دولت اسلامی وجریان مرتجع حاکم بر استان را
افشاء و با آن مبارزه کرد. روشن است که در این همزیستی مسالمت آمیز همواره
مردم بلوچ ، زیر ستم بوده اند و در بسیاری از مواقع حقوق حقه آن ها پایمال شده
و طرف مظلوم این همزیستی بوده اند زیرا دیگر ملیت ها آنچنان زیر فشار دولت
مرکزی قرار نداشته اند. از این رو باید ضمن حفظ و گسترش همزیستی تاکنونی آن را
به همزیستی کاملأ آگاهانه و داوطلبانه تبدیل کرد و از آن قاطعانه در برابر
جریانات تفرقه افکن دفاع کرد.
آن چه در بلوچستان جریان دارد، نمادی از
تبعیضات گسترده دولت اسلامی علیه حقوق ملی مردم بلوچ و توهین به اعتقادات مذهبی
شان است. این اجحافات و اقدامات سرکوبگرانه و ضدانسانی رژیم و ایادی شان در
استان نباید با بی توجهی نیروهای آزادیخواه سراسر کشور روبرو شود. لازم است که
به مردم بلوچستان نشان داده شود که تنها نیستند و آزادیخواهان و مبارزین سراسر
کشور و مبارزین دیگر خلق های تحت ستم در مبارزه پیگیر خود علیه جمهوری
اسلامی، در کنار آن ها قرار دارند و از حقوق دمکراتیکشان قاطعانه دفاع می کنند.
تنها از این طریق می توان به مبارزین و مردم این استان نشان داد که اگر خواهان
به سرانجام رسیدن مبارزاتشان و گرفتن حقوق از دست رفته شان هستند، بایستی در
کنار و همدوش مردم سراسر کشور، و با استفاده از شیوه های مبارزاتی ای که بتواند
توده وسیع را با خود همراه کند، مبارزات خود علیه نظام جمهوری اسلامی را سازمان
دهند. تنها از این طریق است که هم می توان با تهاجمات لجام گسیخته ی سرکوبگران
جمهوری اسلامی به مقابله برخواست و هم توطئه ی سلطه گران خارجی که می خواهند
مبارزات مردم استان را مورد سوءاستفاده قرار دهند، خنثی کرد.
بلوچستان و سیستان در آستانه ی درگیری های
خونین قومی و مذهبی قرار دارد. باید با افشای مرتجعان بنیادگرا مذهبی از هر
قماش و توطئه گران امپریالیستی، و با تاکید بر همبستگی مردمی، مانع از بروز یک
فاجعه در این استان شد.