مردم بلوچ کمک ...
مردم ایران کمک ...
مردم جهان کمک ...
چند روز پیش 27 ، 28 و 29
اردیبهشت 1386 بود . چابهار ، چابهاری که مهمان توریست ها و ... است .
یکی از بزرگترین قطب های
تجاری ایران و ... CFZ منطقه تجاری آزاد چابهار ...
اگر می آمدین و می دیدین
که با مردم چابهار چگونه رفتار می کنند . مأموران نیروی انتظامی دیروز به
جان مردم بی گناه چابهار افتادند . آیا ما ایرانی نیستیم ، آیا ما در
جامعه اسلامی زندگی نمی کنیم ؟ آیا حقوق بشر شامل حال ما نمی شود ؟
آیا ما انسان نیستیم ؟
این مامورین از کجا آمده
امد ... آنها که یانکی نیستند ... آیا یانکی ها به یک طفل رحم نمی کنند ؟
آیا برای بریدن صدای گریه طفل پنج سال باید از گاز اشک آور استفاده کرد ؟
ما به کدامین سو برویم ؟
افغان ها دارند به سرای خویش باز می گردند . آیا آنها ما را در کشورشان
راه خواهند داد ، پاکستانی ها چی ؟ آیا آنها حاضرند ما را در کشور خود
بپذیرند در صورتی که کشور ما در صلح به سر می برد ؟
و شاید مجبور شویم به عراق
پناه ببریم ... آیا ایران آنقدر کوچک است یه تکه زمینی برای زندگی پیدا
نمی شود ؟ ما که 10 سال است در این کپرها زندگی کرده ایم . صدایمان در
نیامده ، از هیچ چیز شکوه نکرده ایم ... این کپر را هم می خواهند خراب
کنند . یکی از زنان بلوچ را کشتند ... دیگری را زخمی کردند ... 100 نفر
از همشهری هایمان در زندان به سر می برند ... ما اصلاً حالی نداریم ...
اگر تظاهرات کنیم به جرم چیزهای دیگر و مخالفت با رژیم دستگیر می شویم
... مردم حدود 3 روز جلوی درب فرمانداری ایستادند و دست به تظاهرات زدند
. اما چه فایده ... هیچ رسانه گروهی آنجا نبود تا صدای ما را از چابهار
به جای دیگری برساند . ما باید یکه و تنها جلوی نیروی انتظامی ، ارتش ،
سپاه ، مرصاد ، بسیج و... همه کسانی ما را می خواهند از میان بردارند ...
ما چه کار کرده ایم در این چند سال که در کپر به سختی زندگی کرده ایم
صدایمان خاموش بوده ... از گرانی تورم هم ننالیده ایم با تمام قحطی ها
ساخته ایم ... کپرها را سوزانده اند ، آب نیست ، برق نیست ... آیا
مسئولین ما می توانند در هوای شرجی چابهار بدون کولر گازی سر بکنند آیا
آنها طعم آب شور را چشیده اند ؟
کجاست آن حقوق بشر ، کیست
که ما را یاری کند ؟ پس چه شد آن اتحاد ملی و انسجام اسلامی ؟ ما نماینده
داریم ... ما به پای صندوقهای رأی رفتیم آقای عبدالغفور ایرانژاد را به
مجلس فرستادیم او چشمهایش را بسته ، زبان ندارد ... می خواهد صدای گریه
طفل 5 ساله نشنود ...
چند روز آمدند و کپرهای ما
را سوختند ... یکی از همسایه ها در آتش سوخت ... نمی دانیم با بغض کردن
کاری انجام نمی شود ...
با لودر به جان مردم
افتادن انسانیت نیست ...در کجای جهان اینگونه می کنند ...
انگار دیگر می خواهند
بلوچی هم نباشد ... نمی دانیم چکار کنید ...
حال و روزگار ما از مردم
عراق هم بدتر است ... فلسطینی ها اینگونه نیستندکه ماشده ایم
دست به دعا می بریم و از
خدا می خواهیم تمامی ظالمین را از میان بردارد ... از خدا می خواهیم که
حق ما به ما برگردد ...
از مردم جهان می خواهیم که
از ما دفاع کنند ... اگر ما حق داریم در این دنیا زندگی کنیم
بلوچی درد
ظلمی که به بلوچها وارد است
http://www.delavar33.blogfa.com/post-254.aspx