سرهنگ عباس گوديني كه بود و چه كرد؟
(ارسال شده توسط س – م از خاش )
بلوچستان سرزمين هميشه
مظلومي بوده است و چه ظالماني كه بر اين مردم رنج كشيده ظلم نكرده اند . بعد
از معرفي يكي از چهره هاي منفور حال حاضر بلوچستان يعني آخوند نكونام (رييس
فعلي دادگستري استان) به چهره منفور و ظالمي ديگر بنام سرهنگ عباس گوديني مي
پردازيم و انشالله اگر عمري باقي ماند به ديگر حقكشان منطقه از جمله سرتيپ
دشتي زاده (همو كه يك جوان بلوچ را در مقابل چشمان مادرش در منطقه كورين به
پشت ماشين بست و به حدي او را با ماشين كشاند ند كه دست و پايش جدا شد و شكمش
پاره گشت و به طرز فجيعي جان سپرد )خلخالي (همو كه مانند آخوند نكونام پس از
دستور خميني در اواخر دهه 60 مبني بر پاكسازي زندان ها هزاران بلوچ را در
زندان به دار آويخت و كسي هم با خبر نشد ) و ... خواهيم پرداخت كه نامشان
براي هميشه تاريخ در فرهنگ و تاريخ بلوچستان به بدي ثبت گرديده است . سرهنگ
عباس گوديني كه تا قبل از عمليات تاسوكي بر مسند فرماندهي انتظامي بلوچستان
تكيه زده بود (كه بعد از عمليات تاسوكي فرار كرد) و اتفاقا در اين مسند به
چنان موفقيت هايي دست يافت كه مورد تمجيد و تشويق سران حكومتي و خصوصا
برادران سيستاني (البته لازم به يادآوريست عده كمي از مردم سيستان موافق
سياست هاي رژيم اند چون بسياري از آنها با بلوچ ها خويشاوند و دوست هستند كه
هميشه در مبارزات بايد مد نظر قرار گيرد در اين مقاله و ساير مقالات بيشتر
آن عده قليل ذوب در ولايت مد نظرند نه همه ) قرار گرفت بطوريكه بعد از قضيه
نمايشگاه كتاب سال 1384 كمتر روزنامه ايي در استان پيدا مي شد كه در آن تقدير
و تشكري از وي نباشد (همان چيزي كه همكنون در مورد آخوند نكونام مي بينيم )
براي اينكه بدانيم چه امري باعث شد كه عباس گوديني اينچنين مورد لطف
شهروندان سيستاني و سران حكومتي قرار گيرد بهتر است به عملكرد وي در دوران
تصديش بر فرماندهي انتظامي استان نگاهي گذرا بيندازيم .لازم به يادآوريست
اينها فقط موارديست كه مردم زيادي آن را ديده و يا شاهدي معتبر عينا ديده يا
شنيده است همچنين فقط شهرستان زاهدان و چند شهر ديگر ذكر گرديده در حالي كه
يقينا جنايات فراتر از اينهاست كه بدليل كم اطلاعي و عدم انعكاس جنايات توسط
مردم بلوچ كسي از آنها با خبر نشده در نتيجه هيچ اعتناعي به اين مردم رنج
كشيده از طرف هيچ سازمان به اصطلاح حقوق بشري نشده است .
1-
شايد كمتر بلوچي در زاهدان باشد كه از جنايات گوديني بعد از ورود بنز هاي گشت
ويژه و ماموران ويژه به استان با خبر نباشد مثلا دستگيري هربلوچي كه مقابل
دانشگاه ها يا بازار و غيره ايستاده بطوريكه در مقابل دانشگاه آزاد چند
بلوچ به همين جرم در مقابل چشمان حيرت زده دانشجويان شهرستاني بقدري كتك
خوردند كه خون لباس و صورتشان را قرمز كرد ه بود يا دو دانشجوي بلوچ دانشگاه
ادبيات كه چون براي تاكسي هاي خطي منتظر بودند بدون سوال از طرف ماموران گشت
ويژه به باد كتك قرار گرفتند يا يك دانشجوي دانشكده فني كه شيعه و فارس بود
در حالي كه در مقابل ساختمان تجاري تاج محل منتظر تاكسي هاي خيام بود بدون
سوال مورد ضرب و شتم قرار گرفت بهتر است بدانيد كه وي لباس بلوچي به تن داشت
يا موردي كه شايد بيشتر به چشم آمد عيد فطر 1383 بود كه عده ايي بلوچ كه
سوار بر يك تويوتا 85 بودند و با پوشيدن لباس و كفش نو براي اداي نماز عيد به
عيدگاه مي رفتند با ايست بي مورد گشت ويژه مواجه گشتند كه بعد از توقف با بي
احترامي ماموران مواجه مي گردند ماموران آنها را بر روي زمين كه از باران
صبح خيس و گل آلود بود خوابانده و با لگد مجبور به غلط زدنشان كردند چيزي كه
بيشتر مردم را در اين صحنه رنج مي دهد سن اين افراد بود بطوريكه كوچكترينشان
حداقل 50 سال سن داشت . (اين هم از احترام بزرگانمان ) 2- كشتن صدها نفر
موتور سوار و ماشين سوار به جرم نداشتن گواهينامه (در صورت فرار راننده با
دستور گوديني مامورين تير را فقط به سر راننده مي زدند نه به لاستيك !! بعد
هم مثل هميشه مقداري مواد در ماشين قرار داده مي شد و صورت جلسه مي گرديد
در همين جا از فرمانده انتظامي كشور كه خود را حق جو دارد مي خواهم بيايد و
در اين موارد و ساير موارد مشابه چون قتل چوپانان و روستاييان توسط ماموران
انتظامي تحقيق نا محسوس كند تا به بيند حق مي گوييم يا نا حق ) از اين
دست موارد بسيار بسيار زياد در اين استان اتفاق افتاده و مي افتد مجال اينكه
به تك تك اين موارد پرداخته شود در اين مختصر نيست 3- كشتن جوان 22 ساله
بلوچ در خيابان امام خميني زاهدان به جرم فرار از دست مامورين ( بهتر است
بدانيد وي دوره پيش دانشگاهي را طي مي كرد . در آن روز همچون هميشه ماشين پدر
را بدون اجازه برداشت و در شهر دور مي زد كه بعد از مواجه شدن با ايست
مامورين بدليل اينكه گواهينامه نداشته فرار مي كند چند متري دور نشده كه مورد
اصابت 8 گلوله به سر و سينه مي گردد مامورين بعد از بازرسي ماشين و پيدا
نكردن هيچ مورد خلافي 15 كيلو ترياك درون خودرو قرار داده و صورت جلسه مي
كنند روز بعد نيز اخبار استان از هلاكت !! شروري كه در حال حمل مواد بوده و
با مامورين درگير شده در خيابان امام خميني زاهدان خبر داد !4-كشتن چند نفر
در ميرجاوه به جرم حمل پارچه و برنج همچنين كشتن چندين نفر در كوله سنگي به
جرم گازوئيل كشي ( البته براي مردم اين مناطق چيز عجيبي نيست چون هر چند وقت
شاهد مرگ عزيزان خود به اين جرم ها هستند مثلا همين سه هفته پيش نيز در
ميرجاوه چنين شد) 5- كشتن يك بلوچ زير اعتراف ( شرح ماجرا كه از زبان يك
مامور رژيم كه خود شاهد بوده و براي يك مغازه دار بلوچ تعريف كرده بدين شرح
است : ما يك بلوچ را در منطقه ايي از زاهدان كه در آن درگيري شده بود
دستگير كرديم او زير مشت و لگد و برق دادن و اتوكشيدن و ناخن كشيدن ما لب به
اعتراف نگشود مي گفت من از آنجا رد مي شدم ما نيز بعد از چند هفته شكنجه دادن
خسته شديم گفتيم آنها كه جرمي كرده اند يك روزه زير اين شكنجه ها اعتراف مي
كنند حتي آنها كه جرمي نكرده اند فوقش يك هفته دوام مي آورند اخرش براي
رهايي خودشان از زير شكنجه ها جرم را به گردن مي گيرند اين بدبخت حتما كاري
نكرده و راست مي گويد چون آقاي گوديني را مطلع كرديم چند روز بعد به محل
شكنجه آمد و گفت چرا اين بيچاره را اينقدر اذيت كرده ايد متهم نيز با گريه
گفت جناب سرهنگ شما به اينها بگوييد من كاري نكرده ام كه در همين ميان گوديني
كلت خود را در آورد و يك تير به سر متهم شليك كرد و گفت مگر من نگفتم اينها
را اينجا نياوريد همانجا بكشيد !6-شايد اين مورد هم جالب باشد كه همان درجه
دار رژيم تعريف كرده وي گفته : بچه يك سيستاني پولدار را گروگان گرفته بودند
او به مامورين اطلاع مي دهد و پس از رديابي محل گروگانگيران با استفاده از
كنترل تلفن سرهنگ خود با چند نيرو به خانه مي ريزند وقتي گروگانگير خود را در
محاصره مي بيند دستها را بالا مي برد كه گوديني درحالي كه وي تسليم شده است
(همچون هميشه كه به بلوچ هايي كه تسليم مي شده اند تيراندازي مي كرده ) تير
اندازي مي كند ناگهان گروگانگير به لهجه زابلي مي گويد من بلوچ نيستم كه
تيراندازي متوقف مي گردد !7- كشتن سه بلوچ به همراه گروگانهاشان انهم زماني
كه تسليم شده اند (گوديني خود حكم مي داد و خود اجرا مي كرد و دادگاهي در
كار نبود )8- كشتن 4 جوان ريگي كه شايد متوسط سنشان 20 سال بوده و فقط يك كلت
كمري همراه داشته اند ( تقريبا به جسد هركدامشان بالاي 20 تير خورده بود )
9- كشتن دو نفر در مقابل فروشگاه زنجيره اي رفاه ( در حالي كه آن دو با موتور
بوده اند مورد اصابت گلوله مامورين قرار مي گيرند و درون جدول مقبل فروشگاه
رفاه مي افتند كه يكي در دم جان مي دهد دومي به علامت تسليم دست ها را از
جدول بالا مي برد و بلند مي شود در حالي كه تسليم شده و دستهايش بالا بوده از
طرف شخص گوديني مورد اصابت چند گلوله قرار مي گيرد و كشته مي شود 10- كشتن
هشت نفر از طايفه شه بخش به اين صورت كه نيمه هاي شب گوديني با چند خودرو به
منطقه مي آيد چند نفر از روستا كه 3 نفرشان برادر بوده اند را دستگير مي كند
بدون اعلام اينكه بگويد آنها چه كرده اند صبح كه مي شود مردم به پاسگاه
مراجعه مي كنند تا بدانند جرم افراد چه بوده كه مامورين اعلام مي دارند ما
نمي دانيم كجايند بعد از ساعتي جنازه هر هشت نفر در قبرستان روستا در حالي كه
گلوله ها به سرشان خورده پيدا مي شود 11- ضرب و شتم طلاب اهل سنت و مردم بلوچ
با باتوم برقي و گاز فلفلي در نمايشگاه كتاب . كه همگان با خبرند
جالب است بدانيد موارد 9 و 10 و 11
همگي در يك ماه و قبل از عمليات تاسوكي اتفاق افتاده اند . حال شايد بعد از
مشاهده عملكرد گوديني دليل تجليل از اعمال ننگين اين جنايتكار را توسط سران
حكومتي و سيستاني هاي خائن فهميده باشيد .
http://www.balach.persianblog.com/