تنها شانس
زنده ماندن اين صدا با رسيدن کمکهاي مالي شماست.کمک مالي شما تنها
منبع درآمد اين صداست
POSTGIRO
141 24 05- 1
Anjouman
TAFTAN SWEDEN
Please
SUPPORT
your own radio.
Bank
account:
POSTGIRO
141 24 05- 1
Anjouman
TAFTAN SWEDEN
20080104
کجایند مدعیان دموکراسی تا کودکان پابرهنه بلوچ
را ببینند که در عنفوان جوانی غنچه زندگیشان با هزاران آرزوی در سینه مانده,
پر پر گشت
دیروز پنج شنبه سیزدهمین روز
از اولین فصل زمستان سال 1386 شهرستان زاهدان باری دیگر (بعد از کشتار مسجد
مکی و ...) شاهد کشتار و حمله پلیس ضد شورش با تمام تجهیزات و امکانات به
مردمی بی دفاع و بی سلاح بود مردمی که چند سال پیش دکه هایی داشتند که در ان
اقدام به خرید کالاهای چند ملیتی معروف به بازار مشترک می نمودند و نام بخور
و نمیری در می آوردند و از همانجا آن منطقه به بازار مشترک معروف گشت .
اما چند سال پیش مردم محروم بازار مشترک تمام دکه هایشان توسط نیروی انتظامی
و شهرداری با خاک یکسان گشت و در آن روز سرد زمستانی نیز این مردم غیور و
سلحشور شجاعانه به مبارزه با دژخیمان پرداختند بطوری که ده ها تن از دو طرف
مجروح گشتند . اما توان این مردم دست خالی ره بجایی نبرد و محل کسب و
درآمدشان بدل به زمینی بایر گشت که این زمین نیز بعد از واقعه تاسوکی بنام
یکی از کشته شدگان ان واقعه نامگذاری گشت.
لذا این مردم رنجکشیده که تنها منبع درآمدشان از بین رفته بود برای سیر کردن
شکم زن و فرزندان خود مجبور به دست فروشی گشتند (که آن هم هر از چند گاهی
مورد حمله شهرداری قرار می گیرد ) بطوریکه دور تا دور فلکه کوثر مملو از
کودکان و نوجوانان محروم ار تحصیل و حتی و پیرمردان و پیر زنانیست که دوسه
آدامس و سیگار درون یک گاری می فروشند و یا چند کیلو سیب زمینی و پیاز داخل
پلاستیک کرده و برخی نیز دو سه لیتر بنزین مازاد سهمیه مردم را که خودشان
مصرف نکرده و خواستند بفروشند ( نه مانند کارمندان زابلی شرکت نفت که حق مردم
را قاچاق می کنند ) را خرید و فروش می کنند و در سرما و گرمای طاقت فرسا چشم
انتظار مشتری اند تا شاید از فروش این اقلام یکی دو هزار تومان ( آن هم در
این تورم ) در بیاورند و چندین چشم منتظر در خانه را مایوس نگردانند.واین
محرومان از تمام امکانات و سرمایه های نفت ایران حتی اجازه خواستن حق خود را
ندارند .
شاید با توجه به مروری که بر پیشینه این عزیزان بلوچ کردیم بهتر درک کنید قتل
دو کودک معصوم در کنار فلکه یعنی چه ؟
شاید بهتر بدانید پدر بیمار و مادرپیر و خواهران و برادارن کوچک این کودکان
که چشم انتظار فرزند دلبندشان بودند چه می کشند ؟
شاید بهتر بدانید در این سرمای زیر صفر درجه که هیچ کس حاضر نیست جگرگوشه اش
را بیرون بفرستد که مبادا سرما بخورد اما آن خانواده چه کشیدند که بدلیل نیاز
این رنج و درد را تحمل نمودند . کجایند مدعیان دموکراسی تا کودکان پابرهنه بلوچ را ببینند که در عنفوان
جوانی غنچه زندگیشان با هزاران آرزوی در سینه مانده پر پر گشت.
کجایند آنهایی که در گفتار سخنان آنچنانی گوی سبقت را از هم می ربودند تا به
بینند مجروحان در تخت خوابیده و جوانان از خانه ربوده شده بلوچ را که اکنون
زیر بدترین شکنجه هایند . اما نه آنها چه میدانند شکنجه چیست؟آنها در خانه
های راحتشان با حقوق بالایشان کجا درد خانواده ایی را که جوانش ربوده شده و
کسی حتی حاضر نیست پاسخگویشان باشد را درک می کنند
آنها یی که بفکر کت شلوار اتو کشیده شان و کراوات گرانقیتشان هستند کجا درد
خانواده ایی را که تنها نان آورش دیروز دستگیر گشته و زنی پیر و چند دختر بی
دفاع را در این جامعه وحشت تنها گذاشته می دانند .آنها چه می دانند ساعت ها
نشستن در سرما برای لقمه ایی نان یعنی چه و بعد گلوله خوردن
شبکه زابل نیز در ادامه سیاست دروغ پراکنی خود با قرائت بیانیه فرماندهی
انتظامی استان اعلام نمود : نیروهای انتظامی به تعقیب خودرویی که به ایست
توجه نکرده پرداخته ا ند که بعد از عدم توجه به ایست به آن تیراندازی کرده
اند که دونفر سرنشین زخمی شده اند بعد از تیراندازی عده ایی آشوبگر با نیروی
انتظامی درگیر شده اند این بیانیه بعد از سخنان نوری فرماندار زاهدان انتسار
یافت که اعلام کرده بود چند نفر سنگپرانی کرده و محله آرام است . کسی نیست به
آقای نوری بگوید صدای گلوله و شعار مرگ بر ... که تا ساعت 12 شب بصورت
پراکنده شنیده می شد چه بود ؟ آن همه نیرو در محله ایی که که بقول شما آرام
بود چه می کردند ؟ چرا شما برای یک سنگ پراکنی ساده به خود زحمت دادید و
مصاحبه نمودید ؟ ماموران روی بام مردم چه می کردند و ا صلا با کدام مجوز وارد
حریم خصوصی و خانه های مردم می گشتند و چرا ده ها جوان را از داخل خانه
ربودند ؟ چرا تا روز بعد نیز مردم بودند و بعد از اینکه همچون همیشه پیش شیخ
الاسلام و علما و بزرگان را آن قدر ناله و زاری کردید تا آنها رازی شده و
مردم خشمگین را کمی آرام گردانند و سپس به لطف باران شدید تا حدودی پراکنده
شدند ؟ تا کی باید بزرگان بلوچ مشغول به درست کردن گند هایی که شما بالا
آوردید باشند ؟
اما گویا این فرماندار زابلی و گردانندگان زابلی این بنگاه دروغ پراکنی
فراموش کرده اند دیگر دوره ایی که مردم را میکشتند و اعلام نمی نمودند و یا
بنام شرور معرفی می کرد گذشته دنیای امروز عصر اطلاعات و ارتباطات است و جهان
بسوی تحقق شعار دهکده جهانی شتابان در حرکت است گویا اینان هنوز اندر در خم
یک کوچه اند! آقای فرمانده انتظامی چرا در بلوچستان به جای شلیک به لاستیک خودرو به
راننده تیراندازی می کنید ؟ مگر رویا سارانی قربانی همین سیاست شلیک به
سرنشینان خودرو یتان نشد ؟ مگر ده ها جوان بلوچ قربانی همین سیاست ‘ فقط به
جرم نداشتن گواهینامه نشدند ؟ آیا فرزند آقای قخر رحیمی که در فلکه میرجاوه
کشتید آن هم بدلیل نداشتن گواهینامه یادتان رفته که باعث انتقاد شدید بزرگان
و عموم ملت بلوچ گشت بطوریکه بارها شیخ الاسلام در مراسمات مختلف از این روند
انتقاد کرد.
چه شد کشتگان و زخمی های بلوچ در منطقه بازار مشترک زاهدان همچون آمار کشته
گان در چاه جمال متفاوتند با انچه مردم دیده اند ؟ پس آنهمه گلوله که شلیک
کردید به کجا بود شاید تیر هوایی بوده اند پس آن همه زخمی که پشت ماشین
هایتان می انداختید چه بودند ؟ شما یی که جز سینه و سر به جایی دیگر شلیک نمی
نمایید می دانید تیر هوایی یعنی چه ؟
در پایان روی سخنم با زابلیهاست زابلی ها یی که نه به پیر رحم می کنند و نه
جوان نه زن می شناسند نه مرد شمایی که حرمت این مردم را نگه نداشتید شمایی که
بیگناه و گناه کار را با هم کشتید و اعدام نمودید بدانید این راهش نبود و
هرکه ره به بیراهه رفت سقوط کرد