سهم خواهي يا عدالت خواهي ؟/گزارشي تفسيري از "س.س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام از زاهدان
واژه "سهم" و" سهم خواهي" واژه ايست که بيشتر از هر واژه اي بعد از "حادثه تاسوکي" در بين سياستمداران استان سيستان و بلوچستان و حتي در بين بعضي از گروها در اين استان استفاده ميشود, اين واژه توسط گروهي از"سيستاني هاي تندرو" توليد و رنگ سياسي داده شد و حالا به بلوچ هاي که خواهان برابري و عدالت و توازن از جانب سران حكومتي و منطقه ايي هستند نسبت داده مي شود. متاسفانه آنها بدون در نظر گرفتن قرابت تاريخي و فرهنگي بلوچ و سيستاني سعي دارند بلوچ ها را در نظر تازه واردان به استان انسان هاي ، بي منطق ، منفعت طلب ، و زياده خواه جلوه دهند در حالي كه حقيقت چيز ديگريست و اين انسان هاي رنج كشيده چيزي جز حق واقعي و قانوني خود نمي خواهند .طوريكه حتي افراد بيسواد تازه واردي كه چيزي جز قتل و كشتار نمي داند علت ناامني ها ي استان را سهم خواهي برخي افراد كه منظور همان اهل سنت و بلوچ است مي دانند
بسياري از آنها تبليغ مي كنند كه به بلوچستان بيش از سيستان بها داده شده و بلوچها باز هم راضي نيستند و بيشتر و بيشتر مي خواهند . آنان همچنين مدعي اند علت عدم پيشرفت ملت بلوچ خودشان اند كه از علم و تحصيل دوري مي كنند و باعث نامني و در نتيجه عدم پيشرفت منطقه گشته است . در مواردي آنها نيز به اين ناب ترين فرهنگ پارت مي تازند!
حقيقت ماجرا چيست? آيا حقيقت ماجرا چنين است ؟ هيچكس منكر اين نيست كه در مواردي عدم تحصيل جوانان بلوچ باعث گشته تا ندانند سهم آنها از اين آشفته بازار چيست . آيا مي توان گفت نا امني باعث گشته به بلوچستان رسيدگي نگردد ؟ پس آنهمه "اقتدار" چه شد ؟ چرا هنوز بعد از 29 سال از گذشت عمر جمهوري اسلامي هنوز استان سيستان و بلوچستان از نظر شاخص هاي توسعه در ميان سي استان كشور رتبه سي ام را دارد ؟ چرا كسي از خود نمي پرسد جوانان بلوچ به چه دليل از تحصيل رو گردان گشته اند ؟ آيا دليل آن چيزي جز تبعيضات آشكار ميباشد ؟ آيا امكانات 95 درصد بلوچستان با 5 درصد سيستان قابل مقايسه است ؟
در هفته دولت بيش از 580 طرح بزرگ از قبيل" منطقه ويژه اقتصادي زابل (كه همانند چابهار است) ,تخصيص اعتبار براي تكميل كارخانه بزرگ مونتاژ خودرو دو كارخانه سيمان و ... " با اعتبارات كلان دولتي در زابل افتتاح يا كلنگ ساختشان به زمين كوبيده شد. درحالي كه اين دولت به اصطلاح عدالت, در بلوچستان فقط چند جاده روستايي را روكش داده و چند خانه بهداشت را افتتاح نموده است و بزرگترين سرمايه گذاري آن تاسيس سه قرارگاه نظامي بوده است و ديگر هيچ, بطوريكه مسئولان استان خود اذعان دارند توسعه سيستان بسيار تند تر از بلوچستان در حال انجام است .
در زمينه علمي نيز دانشگاه زابل با آنكه چند سالي از تاسيس اش نمي گذرد بيش از نيمي از بودجه علمي استان را به خود اختصاص داده و هم اكنون به بزرگترين قطب علمي جنوب شرق كشور بدل گشته است. تمام بورسيه هاي استان از اين دانشگاه و دانشگاه بلوچستان كه در زاهدان استقرار دارد انجام مي گيرد اما از هردو دانشگاه فقط افراد زابلي حق بورسيه شدن دارند و بلوچ هاي طالب علم براي ادامه تحصيل راهي جز مهاجرت به هند و ساير كشور ها آن هم با هزينه شخصي خود ندارند .
اين گروه تندرو با برنامه هاي بلند مدت سعي دارند با بورسيه كردن خودي ها بعد از بازگشت تمام مناصب استان را به خود اختصاص دهند و اگر كسي اعتراض كند بگويند اينها با اين مدرك تحصيلي كه دارند حقشان است كه مسئول باشند . در راستاي همين سياست و نبرد نابرابر اخيرا نيز شاهد بوديم كه مراكز پيش دانشگاهي زابل اعلام نمودند100% محصلان امسال آنان وارد دانشگاه شدند اين درحاليست كه در هيچ جاي كشور شاهد چنين پديده ايي نبوده اييم و اين نشاندهنده اختصاص سهميه هاي ويژه به دانش آموزان زابلي است تا در مقابل بلوچ ها هميشه يك سرو گردن با لاتر باشند . آيا با چنين طرز تفكري در مسئولان سيستاني استان مي شود انتظار داشت دانش آموزان بلوچ نيز رو به تحصيل بياورند .
در استاني كه مسئولان آن روستاهاي مانند "زهك", "ميانكنگي" , "جزينك" , "دوست محمد" , "پشت آب" و "شيب آب" كه در زابل قرار گرفته اند را تبديل به شهرستان كرده اند و يا بقول "مختاري " نماينده زابل در حال تبديل شدن هستند ,تا از اين طريق به تعداد نمايندگان زابل افزوده گردد ,اما بخش هاي بزرگ و قديمي بلوچستان همچون "ميرجاوه", "نصرت آباد" , "نوك آباد" و ... هنوز نيز بخش اند. آيا هنوز ميتوان گفت عدالت اجرا گشته و گروهي بي خود سهم خواهي مي كنند؟
البته دامنه تبعيضات و بي عدالتي در اين استان بيش از اين است. با اين همه تبعيض و بي عدالتي آيا مي شود انتظار پيشرفت براي اين ملت داشت- و مسئولان دم از كدام عدالت مي زنند ؟
گزارشي تفسيري از "س.س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام از زاهدان
20070915
