|
اين
است دمكراسي شاه و شيخ
عشاير
ودامداران ودهقانان بلوچ كه بيشترين جمعيت بلوچستان را تشكيل ميدهند در
مناطق كوهستاني وصحراها هر جا كه چشمه آبي و يا رودخانه اي آب آشاميدني
دارد وعلفي سبز ميشود خانه اي حصيري از برگ درخت خرما ميسازند و روزگار خود
رادر آن با فقر و بدبختي سپري ميكنند. كشاورزبلوچ بادرآمدسالانه كمتر از
سيصد هزار توماني خود مجبور است با زن و چندين فرزندش در يك خانه گلي و يك
كپر زندگي كنند.آثار شوم گرسنگي بر چهره تكيده انسانهاي اين منطقه محروم
نگهداشته شده آنقدر بيدادميكندكه حتي بر چهره جوانان نماي پيري نشانده است
طبق آخرين آمار خود دولت , مرگ و مير در بين كودكان در بلوچستان بالاتر از
%۳۰ اعلام گرديده كه چيزي معادل مرگ و مير كودكان درفقيرترين كشورهاي
افريقائي ميباشد.اماكن و امكانات درماني كه در روستاها و بعضي از شهرهاي آن
وجود دارد در واقع بود و نبودش فرقي نمي كند.حتي بيماريهاي معمولي چون سنگ
كليه,مالاريا ,بيماريهاي تنفسي و عفوني و انگلي هر روز باعث مرگ ومير افراد
زيادي ميشود اعتياد اين بلاي خانمانسوز چون ابري سياه اين خطه را در بر
گرفته و هرروز دهها وشايد صدها خانواده را فروميپاشد و تعداد كثيري از
جوانان منطقه رانيست و نابود ميكند و و و....
مشكلات اين ملت آنقدر زيادند كه ذكر همه آنها جزئ محالات است. وضعيت چه در
دوران شاه و چه در دوران جمهوري اسلامي به همين منوال بوده و هست.حركات
اعتراضي و توفنده آنهاهميشه به شكل فجيعي توسط رژيمهاي مركزي سركوب گشته
-زبان , فرهنگ , آداب و رسوم ملل تحت ستم در ايران كه مي بايستي همچون زبان
فارسي جزئ ميراث و داراي مملكت به حساب مي آمدند و مي بايستي رشد داده
ميشدند اما در عوض هميشه مورد حمله و بي توجهي قرار گرفته اند.البته چيز
ديگري نميتوان از چنين رژيمهاي انتظار داشت! چراكه ماهيتشان چنين است ".تب
قدرت " نزد آنها هميشه آنقدر شديد بوده كه براي حفظ آن دست به هركاري زده
اند , قتل ,اعدام , زندان, شكنجه, تبعيض , تبعيد, توهين, تهمت,تبليغات سوئ
و و و ...
احزاب وگروهاي سلطنت طلب ومشروطه خواه حتي در دوران اپوزيستي خود در خارج
همچنان به تهمتزني و تبليغات سوئ عليه احزاب و گروههاي سياسي و فرهنگي ملي
ملتهاي تحت ستم ادامه ميدهند.متاسفانه اين تبليغات سوئ مستمر باعث زاده شدن
نوعي حس ايرانپرستي شديد در بين مردم عام (فارس) شده است.اگريك كرد يا بلوچ
يا ترك يا تركمن در مورد حقوق پايمال شده اش كوچكترين سخني بر زبان آورد چه
غوغاي بر پا ميشود " آقا(خانم) چه ميگي !فقط به شما ظلم ميشه,برو جنوب
تهران را ببين. " !! اينچنين برخوردها در حقيقت به معني نفي ستم مازاد بر
اين ملل تحت ستم ميباشد.اين طرز بر خوردها وهمچنين تبعيضات وحق كشيهاي
متوالي سبب شده كه يك جوئ بي اعتمادي نسبت به سازمانهاي سياسي سر تاسري و
حتي تا حدودي نسبت به ملت فارس بوجود بيايد.به نظر من اين هم براي تماميت
ويكپارچگي ايران و هم براي ملل موجود در آن ميتواند خيلي خطرناك باشد .
با برگزاري سيمينارلندن مورخه ۱۶.۰۵.۲۰۰۴ در مورد نقش اقوام ايراني در
استقرار دموكراسي وآينده ايران ملتهاي تحت ستم چشم داشت ديگري داشتند.اما
ديديم كه پروپگاندا و تبليغات سوئ سلطنت طلبان و مشروطه خواهان وحاميان
آنها همچنان ادامه دارد.ايشان هنوز هم غرق تعصبات و ايرانپرستي خود
هستند.هنوز هم حاضر نيستند يك ذره به وضعيت انسانهاي داخل اين مملكت فكر
كنند. فقط و فقط شعار يكپارچگي سر ميدهند.اعضا و نمايندگان جبهه متحد
بلوچستان دقيقا همان تاكتيك اربابان خود (مشروطه خواهان و سلطنت طلبان )را
پيش گرفتند.آقاي عبدالستار دوشكي عضو اين جبهه كه بعنوان سازمان دهنده اين
سيمينار معرفي شد صراحتا اعلام كرد كه همان گروهها و سازمانهاي كه به حفظ
چارچوب ايران اعتقاد دارند و يا افكار تجزيه طلبي ندارند دعوت شده اند.
ميبينم كه بااسلحه "تهمت " اكثر احزاب و گروههاي سياسي ملل تحت ستم را
تجزيه طلب ميخواند . اين قضيه آدم را بياد حكومت نازيستي هيتلر مي اندازد
كه پست و مقاهها رافقط به همان افرادي كه از نژاد آرياي بودند
ميدادند.بهرحال اعضاي اين جبهه كه خود را نماينده ملت بلوچ ميدانند
حتي يك كلمه هم در مورد شرايط سخت و اسعفناك آن بر زبان نياوردند ولي در
عوض هويت اين ملت ستمديده را فقط به خاطر منافع شخصي خود شديدا پائين
آوردند و آن را به دنيا به عنوان يك قوم (كه در زبان انگليسي tribe گفته
ميشود و عشيره قبيله و يا قوم ترحمه آن است)معرفي كردند. بله اين است
دمكراسي شاه و شيخ!!!
به اميد پيروزي
مسعود - الف
ارديبهشت -31-1383
چند مقاله و نوشته
ديگر از مسعود - الف |