به نظر شما مدیرانی که مدیرت یک حادثه را نتواند احیا نمایند مدیر هستند.
چالش پایه های مدیریت یکی از اساسی ترین چالشهای موجود در کشور ما میباشد.
آنچه در دشتیاری بعد از وقوع طوفان وحشتناک روی داد چه بود؟
آیا ضعف سیستم مدیریت کلان در استان؟
آیا ضعف سیستم کمک رسانی و مدیرت بحران کشور؟
آیا نمایه پنهان مبنای سیاسی بوده؟
آیا حرکتی قوم گرایانه بوده است؟
آیا دلیل مذهبی داشته است؟
ساعت حدود 4 بعد از ظهر است به همراه نماینده اعزامی وارد یکی از روستاهای
دشتیاری میشویم ، وضعیت عجیبی است ، جوانی که از دور دست به ما نگاه میکرد و
حرکات ما را کنترل میکرد جلو آمد و سلام و احوال پرسی ، میپرسیم از سیل بگو
میگوید: " آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است " در برابر این سخن منطقی او
دهان همگی بسته میشود.
دشتیاری با جمعتی در حدود 110 هزار نفر تقریبا نیمی از جمعیت شهرستان چابهار را
در خود جای داده است و تقریبا 3/1 کل مساحت چابهار را در بر میگیرد. این منطقه
از نظر کشاورزی جز مناطق با استعداد کشاورزی در بلوچستان میباشد به طوری که
تنها مکان کشت دیم به صورت وسیع منطقه دشتیاری بلوچستان است و در حال حاظر هم
با ایجاد باغات موز استعداد ویژه خود را در کشاورزی به همگان نشان داده است،
مردم دشتیاری انسانهای با ضریب هوشی بالا هستند که سید هاشمی شاعر و نویسنده
بزرگ بلوچ برخواسته از این منطقه است.
اما نوشته و سوالات ما در خصوص حادثه ای بود که متاسفانه بلایی جبران ناپذیر را
بر دشتیاری وارد کرد است. و سوال مان را با عناوینی که در بالا ذکر کرده ایم
ادامه میدهیم:
آیا ضعف سیستم مدیریت کلان استان در تعداد تلفات بالای حادثه دشتیاری سهیم بوده
است؟
در
نوشته قبل که در آن مدیریت بحران را در مدیریتهای کلان تلفیق جلو دادم و عنوان
کردم که مدیریت بحران هم اکنون جز لاینفکی از مدیریت های سطوح بالا میباشد، و
هر مدیری که در سطوح عالیه مدیریت یک کشور؛ منظورم مدیریتهای اجتماعی مانند
استاندار ، فرماندار ، بخشدار و در این رسته های مدیریتی در حال خدمت میباشد
باید با جلوه های مختلف مدیرت بحران آشنایی داشته باشد.
اما این نکته حایز اهمیت است که چگونه مدیریتی ، آیا مدیریت بحران برای مدیر
یک دانشگاه هم تعریف شده است و یا یک استاد دانشگاه در حوزه علم ریاضی هم در
خصوص مدیریت بحران آموزش دیده است و یا توانایی مدیریت اجتماعیی در سطح کلان
اجتماع را میتواند داشته باشد یا خیر؟
آنچه در کشور ما چند صباحی است به عنوان چالشی مهم و غیر قابل حل روی داده است
میدهد گذاردن مدیران است ، چگونه مدیرانی از چه حوزه های!!!؟ ، گاهاً یک معلم
ابتدایی در یک چشم بر هم زدن به عنوان بخشدار یک بخش و یا فرماندار یک شهرستان
و یا رئیس یک اداره و یا مدیر کل یک سازمان ، نامربوط با علم و دانسته های او
که اهم آنها چگونه آموزش و رفتار کردن با یک کودک است ، گذارده میشود.
که ماحصل و نتیجه عینی آن ضعف پایه های مدیریتی در مقطعی که مدیر بتواند
توانایی لازم را برای اداره آین پست کسب نماید ، که بعضا این زمان تا چهار سال
هم طول خواهد کشید و در این زمان که این مدیر توانسته است توانایی خوبی برای
اداره این سازمان که با آمدنش به هم ریخته و آشوب زده شده کسب نماید ، انتخابات
ریاست جمهوری آغاز میشود و بلا اجبار تمام مدیران در اندک زمانی حذف ، معذول و
مترود میشوند و دوباره سیکل آموزش دوره مدیریت از مبنای نخست آغاز میشود و این
در حالی است که سازمان همچنان در آشوب زدگی دائمی میباشند.
اما چالش مدیرت و حادثه دشتیاری
در
پیامدهای ناخوشایند حادثه دشتیاری نمیتوان از سهل انگار مدیران استانی گذشت و
از آنان به عنوان مسببان تشدید عواقب این رویداد تلخ چشم پوشی کرد.
به
نظر بنده میبایست تمام مدیران اجرایی را که در کاهش مخاطرات این حادثه قبل از
وقوع آن ، و کاهش تلفات بعد از آن و همچنین کمک رسانی صحیح در کاهش آلام در این
حادثه را که به هر نحوه اهمال کاری و کمک کاری نموده اند را در دادگاه علنی
مورد بازخواست قرار داد ؛ گرچه میداینم این سخن من ممکن است به عنوان سخنی برای
تشویش اذهان عمومی به سندیت بعضی افراد در بیاید ، اما حقیقت همین است که
میبینیم .
ما همیشه در پی آن هستیم که با تنبیه مجرم به هر طریق راه را بر جرمهای دیگر
ببندیم حال آنکه این مدیران لایق و بزرگوار با هزاران انسان بیگناه چگونه
رفتار کرده و میکنند؛ انسانهای که در تنگناهای عجیب قرار گرفته اند به نحوه ای
که بعد از دو هفته که از این حادثه میگذرد فقط 12 بطری آب معدنی و 12 عدد کنسرو
دریافت نموده اند، آیا این آقایان که در رده های اینچنینی صندلیهای را برای
خویش قصب نموده اند همراه با خانوداه هایشان میتوانند اینگونه و با این مقدار
آب و کنسروه گذران زندگی نمایند ، و جالب تر از همه اینکه در جای جایی از همین
دشتیاری برای همین مقدار کمک به مردم .........
و
در مناطقی حتی از توزیع این مقدار هم کوتاهی نموده اند و اینکه بیش از چندین تن
نان در منطقه فاسد شده است و از توزیع سریع آن خود داری نموده اند.
شما به اینگونه رویدادهای چه میگویید بلای آسمانی ، بلای که بر ما نازل شده است
مدیرانی هستند که به صرف اسم و نام و... به مصند مدیریت رسیده اند.
در
حادثه اسکان آوارگان افغانی در زمانی کمتر از 5 ساعت بیش از 10 هزار مهاجر
افغانی اسکان داده شده و برای آنان امکانات رفاهی محیا گشت.
در
اسکان مهاجران عراقی در زمانی مشابه همین بیش از 20 هزار مهاجر عراقی اسکان
داده شده اند.
در
زلزله ترکیه بیش از هزاران تن مواد غذایی و راحتی ( پوشاک، چادر حهت اسکان ،
پتو و ...) در مدت زمانی کوتاه ارسال شد.
حتی آمریکای جنوبی و حتی حادثه تسونامی.
اما اینجا ایران است فراموش نکنید ایران است دشتیاری جزی لاینفک از ایران است
ایران که اکنون به تمسخر شما کشیده شده است که ساعتی یک مدیر اعلام میکند فلان
کار را انجام داده ایم و ساعتی دیگر مدیری دیگر ادعا میکند هیچکدام از آن کارها
انجام نگرفته است.
اما به نظر من حوادث اصلی هنوز هم باقی مانده اند ، این است که هم اکنون هزاران
انسان بیکار ، بی سرپناه میباشند و حال هم که نحوه مدیریتها اینچنین است .
Ngaran