بلوچ اسرائيلي/
ايراني
و اسرائيل/بلوچ و مرگ بر اسرائيل
تصورکنيد کودکانى که از ابتداى مدرسه بجاى آموختن پندار
نيک,
گفتارنيک,
کردارنيک و يا
مھرو محبت به
ھمنوع خود٬
با
کلمات مرده باد ,
تعزيه ,
قمه زنى
,
گريه و زارى٬ دوزخ و زندان٬ دشمن٬ اجنبى
,
مزدور و وابسته و صدھا
کلمات
ترسناکتر ديگر آ شنا شده و رشدميکنند.
طبيعي است که آنها بهمين صورت با
روحيه اى بدبين ,
ترديد آميز
و
مشکوک و به
ديده منفى به ھمه چيز و ھمه کس در دنيا نگاه ميکنند
اصلا چرا برا ى کودکان ايران٬
تمام دنيا, دشمن فرضى آنھا قلمداد شود?
آيا بھتر نبود بجاى اينھمه دشمن تراشى حداقل يک دولت٬ ببخشيد يک دوست دانا
ومھربان ميداشتند?با شعار مرگ بر نام يک کشورى٬ يعنى ھر آنچه که درآن کشور
موجود است٬ مرگ باد; ازقبيل گلھا٬ پروانه ھا و درختان زيبا و حيوانات بيگناھى
مانند سگ ٬گربه و مخصوصأ آقاى خر که به ايشان احترام خاص قائلم ٬چو ن تنھا
حکومتگرى است که تاکنون به بلوچھا ظلم نکرده است.
البته براى انسانھاى بيگناه آن کشور ھم دلسوزى ندارم چون گناھشان بيگناه بودن
آنھاست . از زنبورھاى نيش بزن ھم خوشم نمي آيد
زيرا ھميشه به حکومتگران نيش ميزنند .اما بازھم خواستار مرگ براى
ھيچکدام از آنھا نيستم
بعضى وقتھا ازخود سوال
ميکنم , آيا بچه ھاى ايران نياز دارندکه ازشروع مدرسه
ابتدايى تا اتمام دانشگاه شعار
مرگ بر اسرائيل و مرگ بر
آمريکا و خلاصه مرگ بر شرق و غرب بدھند?بله مثل اينکه من ھم خُل شده ام خودم
ازخودم سوال ميکنم٬ انگار که من حکومت ھستم٬ بايد اين سوالھا
را ازآنھايى پرسيد که اين شعارھا را آفريده اند
و حتمأ منظورى ھم داشته اند . شايد
ھستى آنها, بسته به ھمين شعارھاست!!
ه
حکومتگرانى که
جوانان اين مملکت را بيشتر براى شھيد
شدن مي پرورانند٬
اگر
به شعار اين ملت شھيد پرور
دقت کنيم
درخواھيم يافت که چرا اين دکانھاي
کليد سازى
کليد بھشت اين ھمه رونق گرفتند٬چون
آنھا
با همين کليدھاى ساخته شده
حکومت گران به بھشت ميروند. اى کاش بجاى پرورش شھيد و
داغدارکردن پدر و مادرھا٬ انسانھاى دانا و دلسوز و افراد کاردان و سياستمدار
پرورش ميدادند تا اين مملکت را براه درست ھدايت
کنند و اين دکانھاى کليد سازى ھم
تبديل به آموزشگاھاى انسان دوستى و آيين مملکت دارى ميشد
ھمين نگاه
بدبينى به انسانھاى ديگر
باعث شده
که اگر کسى بگويد اسرائيليھا و
يا آمريکايھا
ھم انسان ھستند
بايد
قبلأ
پيشانى خود را خوب تميز کرده و آماده قبول بر چسب وابستگى به اين کشورھا باشد.
اگر نه چطور
امکان دارد
که کسى ايرانى ھم باشدو ھمچنين
غلط بزرگىرا ھم بنمايد?پس لطفأ اين چند سطر را خيلى آھسته بخوانيد,
خواھشمندم دوباره با خودتان حتى تکرار ھم نکنيد,
زيرا فورأ
طرفداراسراائيل و آمريکا قلمداد ميشويد.از شما چه
پنھان,
چرا
بايدحتى اسم اسراييل
را ميبردم !
!
چرا ھمچنين
حقى بخودم ميدادم که آنھارا ھم به حيث انسان ببينم!!
حال
آنکه شايد اسرائيليھا
موجودات عجيبى با شند.مثلا
بجاى دو گوش ھشت گوش دارند و بجاى دو چشم و دو
دست ودو پا چيزھاى ديگرى دارند.باور
کنيد يکبار خودم با
دو چسم خودم ديدم که يک اسراييلى پنج چشم
داشت دوتا در جلو و دو تا درعقب کله اش ويکى ھم نزديک به
کمرش٬ و ھمينطور دو دھان داشت يکى در جلو و
ديگرىدرعقب که با دھان عقب آوازميخواند و با دھان جلو فحش ميداد پس اينھا
اصلا انسان نيستند و بايد آنھا
را
کُشت .و اصلا چرا از حکومتگران شيعى ايرانى ياد نميگيرند٬ و چرا ھنوز با ھمان
دين پنج ھزار ساله يھودى
خود زندگى ميکنند٬ پس کى شيعه ميشوند ?در ضمن چه کسىگفته است
که کشورھاىديگر دنيا بايدبه ميل خود زندگىکنند?کاش تمام مردم کشورھاى دنيا
فداىما ايرانيھا ميشدند و ياد ميگرفتند که چطور براى کسى که
حتى
ايرانى ھم نبوده است و ھزارو چھارصد سال پيش شھيد شده است ودر بھشت با بھترين
امکانات خدايى پذيرايى ھم ميشود ولى ھنوز ويلکن
او نيستيم!
تا به امروز به سر و کله و چشم و چلاقمان ميزنيم که چرا
شھيدشده است!
دعا ميکنيم که اي
کاش بعد از ھزار و چھارصد سال باز ھم زنده ميبود!!
بخاطر شھادت ايشان يک قمه به خود
ميزنيم و دو قمه به ھمسايگان و سه قمه ھم به ديگران که بيشتر
ثواب دارد
بھرحال تا مدتھا با خودم فکر کردم که علت و ريشه اين دشمنى حکومتگران ايران
با اسرائيليھا در چيست!
بايد
از يکجايى شروع شده باشد.به سراغ تاريخ و کتابھاى تاريخى نوشته شده توسط خود
ايرانيھا
رفتم . بله دريافتم اين اسکندرمقدونىگوربگور شده که
امپراطورى داريوش را به آتش کشيد اسرائيلى بوده است!
ھمينطور که ميخواندم دريافتم که اين سلوکيان مادر مرده ھم که دويست سال بر
ايران حکومت
کرده و فرھنگ ايران
را تباه کردند ھم اسرائيلى بودند!
اصلا روميھا و يونانيھا تمامأ اسرائيلى بوده اند
!! حتى
ھمين عربھا که از
کنار اسرائيل امروزى آمدند
اسرائيلى بوده اند !!
حکومت ساسانيان
که
دبدبه و
کبکبه
فرھنگ و تمدن آنروز
را
از بين بردند در ابتدا اسرائيلى
بودند!!
چون
بعد
به ظلم و جبر آنھا عادت کرديم٬ از اسراائيلى
بودن
در آمديم.
بعد
ما
را مسلمان و
مطھر کردند٬ که به پاس آن تا به امروز ھم با قمه به سر
و کله خود
و
ديگران
ميزنيم
تازه يادم
آمد! اين چنگيزيان سبيلوى مغولى که قرنھا ايران را قلع و قمع کردند اصلا
اينھا اسراييلى الاصل بودند!!
ترکان صفوى
ھم
که بخاطر توسعه و
اشاعه
مذھب شيعه از کله ھاى بريده مردم منارھا ساختند و باعث
جدايى تمام کشورھاى
آسياى ميانه از ايران شدند
آنها هم اسرائيلى
بودند!.بھر
حال اکثر حکومتھاى حتى ھمين صد
ساله اخيرايران که
مردم و مليت ھاى فلکزده ايران را از زير تيغ گذراندند اسراييلى بودند!
و
آن فرمانفرماى
گجر و
لعنتى ھم که
رحم به پير و جوان و زن و کودک شير خوار بلوچ نکرد پدر بزرگ خود ھمين آريل
شارون بوده است!!!!!
پس
نتيجتأ دشمنى ايران و اسراييل مربوط به ھمين حکو مت شيعى کنونى نيست که شعار
نابودى اسرائيل را
ميدھد.بلکه
ريشه تاريخى دوھزار و پانصد ساله دارد. حالا نميدانيم که کى اين اسرائيل بد
مصب دست از سر
اين ايران انسان دوست
ما بر مي دارد!!!!!
?
حالا
از تاريخ گذشته به حال بيا ييم .
کودکان
مدرسه اى بلوچ شھروندان درجه دوم وسوم ايران ميباشند٬ ولى براى ياد
گيرى شعارھاى مرگ براسرائيل و آمريکا و تجمع براى استقبال از رئيس جمھور و
ديگر حکو متگران تھران٬ بايد شعارھاى شھروندان
درجه
يک را کپى کرده و ھمانطور ھم ادا نمايند
که
لھجه بلوچى نداشته باشند!
مسله اى نيست
اگر زبان و فرھنگ
بلوچى در معرض نابودى باشد,
شعارھا مھمترند, چون
براي نظام
جنبه حياتى دارند. نظام
مهم است !! و
اين
يعنى حق و حقوق بلوچ
!
روزى
ازتعدادى از بچه ھاى مدرسه اى بلوچم که بعد از شعار دادن مرگ بر اسرائيل
وآمريکا بر گشته بودند پرسيدم اين اسرائيل که ھمه ما متنفرش ھستيم کى ھست
?
چه ھست
?
در کجاست و با
ما
چه کار دارد
??اکثر
بچه ھا گفتند عمو تو ھنوز نميدانى عزرراييل کى ھست و چه ھست ? پس چى ميدانى
?
گفتم
ھيچى ولى دوست دارم بدانم ٬ چون اين عطش کنجکاوى و يادگيرى مرا کشته است.
يکى با شيطنت
گفت
عموجان صبرکن چند سال ديگرکه پيرتر شدى عزراييل خودش به سراغت خواھد آمد.
ديگرى که مھربانتر
بود
گفت
مگرعزراييل ھمين نيست که از طرف خدا مي آيد وجان مردم را ميگيرد ?آھان!
پس اينطور٬ تازه دو قر
انىم
جا افتاد.
خوب طفلک راست ميگويد٬ اين ھيولاى نفس گير يعنى آقاى عزراييل که از طرف واجه
خدا
مثل برق براى گرفتن جان ما مى آيد٬ بايدھم به او مرگ گفت
لحظه
اى فکر کنيد,
اگر اين شعارھاى منحرف و مشغول کننده "مرگ
بر آمريکا و اسراييل "نبود
در
آن
صورت
چه شعارھايى جاى آنرا پر ميکرد? شايد زبانم لال ميگفتيم مرگ بر بيکارى,
مرگ بر نابرابرى,
مرگ بر
گرسنگى,
مرگ براعتياد,
مرگ بر فحشا,
مرگ بر ايدز و ھمينطورمرگ بر
بر تفتيش عقايد٬ بر مالاريا ٬بر وبا٬ بر آبله مرغان٬ بر بيچارگى وھزاران مرگ
ديگر
بى رحمى٬ بر زندان٬ برقيدوبند سياسى
نتيجه
; البته در پايان بايد آھسته در گوشتان بگويم
که با نوشتن
اين چند سطر
بالا من خود بخود نشان دادم
و در
اين ھيچ شک ھم نکنيد٬که من حتمأ جاسوس و نوکر اسرائيل و آمريکا ھستم
, با
يک ساک پر از دُلار!!
در ضمن من اين نوشته را در چا ھى عميق ميندازم که مبادا کسى
آنرا پيدا کند
و بفھمد که درون مغز
پوکم
و
افکارمغشوشم چه
ميگذرد چون حتى فکر کردن خلاف حکومتگران ايران خلاف است.ولى شما را به ھمانکه
خود اعتقاد داريد
,قسم!!
بخودتان زحمت ندھيد که تفکر آزاد داشته باشيد٬ زيرا بھترين انسان و خصوصأ
شھروند درجه دوم در ايران آن کسى است
که به حرفھا و
نصايح حکومتگران خود گوش دھد٬در غيراينصورت واقعأ اجنبى و
وابسته به بيگانگان خصوصأ وابسته به اسرائيل وآمريکا ميشود
بعدأ نگويد که من ھشدار ندادم
کوران دامنى
18-2-07