مبارزه براى کدام تماميت ارضى؟
اين روزھا بازارمبارزه, براى حفظ تماميت ارضى جبرأ ساختگى برترى طلبان
"پان ايرانيست", ھمچنان داغ است و ھرکدام از احزاب وسازمانھاى,چپ وراست
در حال مسابقه براى تحميل ھرچه بيشترنظرات برترى طلبانۀ خود مى باشند.
من به حيث يک بلوچ از "بلوچستان غربى" که فعلأ درتحت اشغال کشورپارس (
ايران )است,بارھا از خودم پرسيده ام که آيا براى حفظ تماميت ارضى
ايرانِ ديگران که جبرأ وبا زورتوپ وتانک برايمان ساخته اند, بايد
مبارزه کرد يا براى برقرارى تماميت ارضى بلوچستان, که براثراشغالگرى
اشغالگران در سه کشور تجزيه شده و ھرکدام ازاين کشورھا ازاجزاى تجزيه
شده اين بلوچستان براى خود بقول خودشان"تماميت ارضى "وکشورى جديد ساخته
اند؟
مثلأ ۸۰سال پيش کشور"پارس"بکمک انگليس بخشى از بلوچستان را که
امروزدربين بلوچھا بنام بلوچستان غربى ياد ميشود را به اشغال خود در
آورد واين تماميت ارضى جديد ونام جديد ازپارس به ايران را ساخته اند.
حال آيا پس از اين ۸۰سال اشغالگرى, اکنون بلوچھا ايرانى شده اند؟آيا
براى ايرانى شدن فقط زورگويى ونسل کُشى وتحميل فرھنگ وزبان واصول
وقوانين زورگويى اشغالگران کافي است؟
آيا به يدک کشيدن نامى توخالى آنھم با زور توپ وتانک به بلوچھا ھويت
جديد "پارسى"نه, ولى" ايرانى" بخشيده است؟ويا اگر بجاى نام ايران در
امروز ,نام کشورشان ھمان پارس ديروزميبود ,آيا براى من بلوچ امروز فرق
ميکرد که ۸۰ سال پيش نام پارس را به ايران تبديل کردند؟
آيا اين بدين معنى است که بايد ازمبارزه براى ھويت اصلى بلوچ
وبلوچستانى خود و نه ايرانى ديگران,درسرزمينھاىاشغالى بلوچستان دست
کشيد وھويت وسرزمين بلوچستان خود را به فراموشى بسپاريم؟آيا بردگى
وحقارت واشغالگرى در عصر حاضر پذيرفتنى است؟آيا ھيچ راه ديگرى بجزحل
شدن در بين اشغالگران موجود نيست؟
درست ۶۰سال پيش بود که شرق بلوچستان بازھم به کمک انگليس و کشورتازه
تأسيس پاکستان به اشغال درآمد ,آيا اين بدين معنى استکه بلوچستان شرقى
ھويت پاکستانى پيدا کرده است ويا آيا بايد براى حفظ تماميت ارضى
اشغالگران مبارزه کرد يا براى رھايى از اشغالگران وبرقراى تماميت ارضى
بلوچستان قبل از اشغال, مبارزه کرد؟
حال ببينيم چرا کسانى که کشور خود را از اجزاء تجزيه شدۀ بخشى
ازسرزمينھاى بلوچستان,کردستان, آذربايجان,اِلااحواز, ترکمنستان جنوبى
تشکيل داده اند ,ھنوزازما ملتھاى دربند طلبکارھم ھستند وتازه به ما
ميگويند "تجزيه طلب"!! حال بايد از اين انسانھاى طلبکار پرسيد که تجزيه
طلب ما ھستيم يا کسانى که کشور خود را ۸۰سال پيش, از اجزاى تجزيه شدۀ
سرزمينھاى ديگران بناء کردند؟
امروز فرقى که با ۸۰ سال پيش دارد اين است که ما ديگر نميخواھيم تجزيه
شده بمانيم, يعنى بلوچستان بجاى اينکه جزعى از کشور پارس باشد وجزعى از
کشور پاکستان , چرا يک کشوريکپارچه نباشد؟
آيا تابحال از خود سٶال کرده ايد که درعرض تمام اين ۸۰سال که اين
زورگويان اشغالگر سرزمينھاى کرد,ترک,بلوچ,ترکمن وعرب را دراختيارداشته
وملتھاى اين سرزمينھا را به بند کشيده اند تابحال چه دسته گلى به آب
داده اند غير ازغارت اموال اين سرزمينھا وتحقيرونسل کشى ,از بين بردن
فرھنگ وزبان اين ملتھا,سرافکندگى وفلاکت و زورگويى؟؟!!اگرشما چيزديگرى
ديده ايد بفرماييد بگوييد تا ما ھم ياد بگيريم.
ما بايد ھميشه ازخودمان سٶال کنيم که چرابا اشغال
بخشى از سرزمين بلوچستان ,ما ايرانى يا پاکستانى قلمداد ميشويم ولى
نميتوانيم ھويت بلوچستانى داشته باشيم با کشور بلوچستان مستقل خود؟يا
چرا بلوچ با پارسى وکرد وترک وپنجابى وديگران ميتواند با زوروتوپ وتانک
تشکيل يک کشوردھد؟ولى با ملت بلوچ خود درپاکستان وافغانستان که
دربنداشغالگران ديگر است نميتواند تشکيل يک کشور دھد؟حال آنکه ھمين
بلوچستان به لحاظ اقتصادى ھم پاکستان وھم بخشأ ايران را تغذيه کرده است
و به لطف چپاول وغارت ھمين اشغالگران خود گرسنه مانده است؟
حال قضات را
بشما محول ميکنم که براى کدام تماميت ارضى بايد مبارزه کرد؟
کوران دامنى
۱۵بھمن۱۳۸۶