ننگتان با د

اى اجنبى که اشغال کرده اى خاک وطن٬ تا چه حد
ظلم به زمينم به زمانم به زبانم٬ که ندانم به کجايم٬ از چه نالم ٬ازچه
گويم٬به که گويم٬ چه شدم من٬ و چرا شھر و ديارم شده يک سر به بر مام وطن
خون?
ه
فرصت ناله ندارم ٬ فکر و ذکرم ميھن من٬ ميھن
کوچ وبلوچم ٬شده زخمى پيکر مام٬ مام من٬ مام برادر٬يک طرف از ظلم جنرال٬
ديگرش قھر گجرھاست٬ ھر زمان نالم بدردى٬ دردھا بيشتر شود باز.٬
اى منجى دنياى دروغين تو نديدى که برادربه چه
حال است ?جنرال وجفنگش ھمه از رزم برادرشده وحشى٬ رحم به اون بچه شير خوار
ندارد ٬ تو کجايى که نبينى اين ھمه ظلمت شده بر سر.?
اى به خون خفته مادر وطنم٬ برخيز و دوباره
خيزى بزنيم ٬ خيزبه آن ظلمت بسيار گجر ھم به آن جنرال بى اصل و نسب.
ننگ و نفرينم بر او باد٬ که محبت را ربود
وکاشت کينه در دل ما٬ به او که جبر و قانونش نموده شرمسارم٬ ھرآنکس ميکُشد
طفل برادروندارد رحم به دشتم٬ به کوھم به رسمم٬ به راھم و به گلھاى ھميشه
در سرايم ٬ ننگتان باد ننگتان باد
کوران دامنى
10 -2 -07
منجى = سازمان
Posted>20070207
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
لينکهاي مرتبط
يا ھدا تو به/حقيقتي
غيرخودي
اما
طنز آميز
بيا گرين
وتا جُستے
نامه اي آکنده از محبت به کارکنان راديو
بلوچي اف ام