که اين چھارراه وھرکوچه شھادت ميدھد ھردم
چرا درکوچه ام ھروزجوانى کشته بردار است
سرچھارراه ھرشھرم ھمين قانون واجباراست
کسى درنقش قاضى اى کسى درنقش جلادى
ھمين قاضى وجلاد وحکومتگرنموده ظلم وبربادى
ھمى ريزد زدستان ھمين ظالم واشغالگر
چنان ظلمى که درتاريخ ندارد ياد فريادگر
کنون اى اجنبى اى قاتل صدھا,ھزاران
کودک وپير وجوان حيران وسرگردان
کسى فرزندخودرا داده است ازدست
کسى شوھر کسى نان آورى ازدست
کسى مادرکسى ھم دخترى ازدست
کسى خواھر,برادر,زاده ايى ازدست
به ھرچھارراه نشانى چوبۀ داراست
ھمينجا که تماشا گاه وبازار است
بسان صحنۀ فيلمى است وحشتناک
که مي بلعدھمين نسل بلوچم مى برد درخاک
برادر,بچه ام,مادر, پدرجدم برآن دار است
گھى باحکم آخوندى گھى با شاه ودرباراست
تمام ملتم درغم که ھشتاد سال دربند است
گروھى ھم به سرگرمى خود مشغول لبخند است
طناب برگردن اين سرزمينم قصه ھادارد
ھزاران قصۀ پرغصه ازدوران ھا دارد
به يک دوران گناھش ثروت و مال است
به دورانى دگرھستى واموالش به تاراج است
به يک دوران گناھش مذھب و کفر است
به دورانى دگربااجنبى اجبارو درصلح است
بس است ديگربرادر,خواھرم فرزند دلبندم
شويم يکجا زنيم در پوزۀ اين اجنبى يک دم
بيا فرياد زنيم ھمراه کوران وشويم يک دست
که رازِھستى ھرملتى دراتحادوھمبستگى است
کوران دامنى
اوت ۲۰۰۷
