دست آوردهاي
انقلاب اسلامي براي ملت بلوچ
اگر به تاريخ پر
فراز و نشيب بلوچ نگاه كنيم سراسر مبارزه براي آزادي بوده و كسب عدالت .
تاريخ بخوبي بياد دارد جنگ نابرابر بلوچ ها و انوشيروان را / حقيقت خواهي و
مسلمان شدن فرمانده سپاه ساساني سياه سوار بلوچ را / جنگ بلوچ ها و اسكندر
متجاوز را / يا شوريدن بلوچ ها بر ضد حكومت ظلم و جور صفوي را كه جزو عاملان
اصلي سقوط اين سلسله بودند / يا نبرد بلوچ ها از جمله دوست محمد خان با حكام
قاجار / و يا نبرد مدافعان سرحد با متجاوزين انگليسي / يا ايستادن دلاور
مردان بلوچ مانند دادشاه در مقابل حكومت پهلوي و يا مبارزه آزاديخواهاني
همچون حاج بلوچ خان و حميد و عيدوك و ديگر ان در حكومت انقلاب به ظاهر اسلامي
را و اين روند همانطور كه از هزاران سال پيش بوده و با مرگ مبارزان و شكست
هاي ظاهري آنان از بين نرفته در ادامه نيز خواهد بود . و از بين نخواهد رفت
همانطور كه قبلا
ذكر گرديد بلوچ به درازاي تاريخ زير ظلم بوده و هميشه بر ظلم شوريده است و هرگز
روحيه ظلم ستيزي خود را از دست نداده . اگر منصفانه به تاريخ بنگريم هيچ وقت
تبعيض و بي عدالتي در بلوچستان و ايران به اندازه نظام آخوندي فعلي نبوده
اگرچه متاسفانه درتمام دو ره ها به بلوچستان بي مهري شده مثلا در دوره
پهلوي. براي روشن شدن مطلب بهتر است نگاهي اجمالي به عملكرد و دستاورد هاي
دو حكومت معاصر ايرا ن يعني پهلوي و آخوندي بياندازيم . اگر در تاريخ منصفانه
كاوش كنيم خواهيم ديد رضا شاه و محمد رضا شاه خرابه ايي بنام ايران از قاجار
تحويل گرفتند كه نه جاده ايي داشت و نه شهري بمعناي امروزي مردم با گاري رفت و
آمد مي كردند و بعد از 50 سال محمد رضا شاه با هواپيماي بوئينگ از كشور خارج
شد از فرودگاه مهرآباد كه همكنون بعد 28 سال همان است ورزشگاه ها پايگاه ها ي
نظامي ساختمان هاي اداري كارخانجات صنعتي مادر همچون فولاد ماشين سازي و
نساجي و حتي نيروگاه هسته ايي و بسياري موارد ديگر در سراسر كشور حاصل تلاش
رضا شاه و محمد رضا شاه مي باشد . آيا رادمردي رضا شاه در رها كردن منصب حكومت
براي صلاح مملكت در زماني كه انگليس قصد حمله به ايران را داشت گويا نيست ؟
ولي دست آورد هاي
انقلاب اسلامي كه در اين مختصر نمي گنجد و فقط به گوشه ايي از آنها اشاره مي
كنيم
آسفالت محورهاي
مواصلاتي در استان (البته منظور از استان بيشتر منطقه سيستان است ) ** تاسيس
دانشگاه بزرگ دولتي (در زابل) و چند آموزشگاه آزاد كوچك در ساير شهر ها **
تاسيس تنها كاخانه بزرگ صنعتي در استان بعد از 30 سال (مراحل تاسيس كارخانه از
زمان شاه آغاز شده بود و قرار بود دو كارخانه باشند كه پس از انقلاب كارخانه
دوم به زابل اختصاص يافت جهت اطلاع بايد بگويم مواد اوليه كارخانه سيمان زابل
قرار است از خاش منتقل شود ) ** تبديل روستاهاي توابع زابل همچون جزينك پشت
آب پيش آب دوست محمد به بخش و تبديل زهك به شهر ( در حالي كه ميرجاوه و نصرت
آباد با سابقه و جمعيت بيشتر هنوز بخش هستند ) ** تاسيس قرارگاه هاي انتظامي
بجاي كارخانه و همچنين كانال كشي و ديوار كشي مرز با بودجه هاي سر سام آور **
چنبره مديرت بومي بر مناصب استان همچون استانداري فرمانداري رئساي ادارات و
مدير كل ها و حتي كارمندي هاي جز در نيروهاي نظامي همچون سپاه و بسيج و نيروي
انتظامي (البته منظور از مديريت بومي همان اهالي سيستان است كه با توجه به
گفته هاي شهرياري --نماينده زابلي هاي مقيم زاهدان- -مبني بر فيلتر هايي براي
ورود به اين ادارات و نهادها مردم سيستان علاوه بر ولايت مدار بودن فيلتر شكن
هم هستند .) مثلا فقط به طايفه شهركي نگاه كنيد تعداد مدير كل ها كارمندان و
روئساي اين طايفه را با توجه به جمعيت آن مقايسه كنيد با تعداد كارمندان بلوچ
كدام بيشترند ؟ يا در بانك ها به اندازه انگشتان دست كارمند بلوچ نمي بينيم به
ليست قبول شده گان بانك ها اگر توجه كنيم دليل آن را درمي يابيم . در اين
ميان برخي دليل مي آورند بلوچ ها خود شان كار نمي كنند و درس نمي خوانند و
دنبال شرارتند كه اين جمع بستن ونسبت دادن كار و جرم يك نفر به يك ملت خود
نمونه ايي از كوته فكري اين افراد است .بايد از اينان پرسيد آنهايي كه با مدرك
ديپلم و فوق ديپلم از ايرانشهر و خاش و ساير نقاط بلوچستان براي پسته چيني به
رفسنجان مي روند يا كارگراني كه در فلكه هاي زاهدان منتظر كارند و براي كارگري
به بم و حتي يزد مسافرت مي كنند بلوچند يا نه ؟ يا اگر اينان ميهن پرست
نبودند پس اين همه شهيد همچون مير مرادزهي كه در جنگ ايران و عراق دادند چه
بود ؟(البته در همين جا سوال ديگري پيش مي آيد و آن عدم توجه مسولان به شهداي
بلوچ همچون ميرمرادزهي تا قبل از جريان عبدالمالك است ) و بايد از
مسئولان پرسيد چگونه است بلوچ در حال حاضر در خارج از ايران مي تواند به
بالاترين مدارج علمي و سياسي دست يابد ولي در داخل ايران حتي كارمند جز نشود و
در عوض گازوئيل كش و بيكار باشد( (براي نمونه همانطور كه مي دانيد پادشاه
افغانستان تا قبل از حمله شوروي به آن كشور ظاهر شاه بود كه وي از طايفه
باركزهي مي باشد – همچنين نخست وزير پاكستان در چند دوره قبل مير ظفرالله خان
جمالي از بلوچ هاي ساكن آن كشور بود – يا در حال حاضر مير نصير خان مينگل
(براهويي ) از مقامات عالي رتبه پاكستان و ريس هيت مذاكره كننده خط لوله صلح
كه بين ايران و هند و پاكستان مي باشد و همچنين دكتر حسين بر يكي از قضات
دادگاه بين المللي لاهه هلند ) ) كسي نيست از مسئولان كه دم از ايجاد زمينه
براي تحصيل مي زنند بپرسد دليل اينكه قبل از انقلاب در همين استان از ملت بلوچ
دكتر رحماني ها بوجود آمد و و ده ها دكتر و انديشمند ديگر چرا همكنون اينگونه
اند .؟ آيا اين برنامه ايي از قبل طرح ريزي شده براي عقب مانده نگه داشتن اين
مردم نيست تا ندانند و نتوانند حق خود را مطالبه كنند . ** يكي ديگر از
دستاوردهاي نظام آخوندي كنترل جمعيت در استان چون تقريبا 12 يا 13 سال است كه
مي گويند رشد جمعيت در استان بالاست ولي طي اين مدت آمار كل استان ثابت دو
ميليون نفر بوده كه بسيار جالب مي باشد ( البته در اين ميان نبايد از نقش
عزيزان سيستاني شاغل در ثبت احوال غافل شد زيرا اين افراد با وجود سنگ اندازي و
شايعه پراكني برخي افراد مغرض ! مبني بر اينكه كاركنان ثبت احوال براي برهم
زدن تركيب جمعيتي و آراي انتخاباتي شناسنامه هاي بوميان واقعي استان را باطل مي
كنند شجاعانه ايستادند و با باطل نمودن هزاران شناسنامه بلوچ هاي منطقه و
معرفي آنان بعنوان افغان در كنترل جمعيت استان نقش آفريني كردند كه حتما بايد
به پاس اين همه خدمت مورد تقدير قرار گيرند البته جديدا آقاي نكونام با اعدام
هاي مخفي صدها بلوچ و قرا رگاه رسول اكرم با شهادت عده ايي ديگر از اين مردم
به كمك ثبت احوال شتافته اند ** ديگر دست آورد نظام تاسيس كميته امداد مي
باشد كه اين كميته به فقرا كمك مي كند البته با تفكيك شيعه و سني فارس و
بلوچ مثلا در خشكسالي اخير تمام وام هاي مردم سيستان بخشيده و به آنان كمك
بلاعوض داده شد در مقابل وام هايي كه به مردم بلوچستان داده شده بود نتنها
بخشيده نشد در مواردي بدليل تعويق با ز پرداخت اقساط جريمه هم گرديدند . البته
عملكرد ديگرمسئولان همچون هلال احمر در مقابل سيل زدگان نصرت آباد نياز به
توضيح ندارد ** در زمينه معرفي فرهنگ و آثار باستاني استان نيز پس از انقلاب
از طرف مسئولان ذيربط لطف فراوان شده چون ديدني هاي سيستان همچون درياچه خشك
شده هامون دهانه غلامان و كوه خواجه و شهر سوخته به همگان معرفي نموده اند
(البته توجه داشته باشيد بلوچستان نقاط ديدني و آثار باستاني نداشته وگر نه
معرفي مي كردند) ** از ديگر دستاوردهاي انقلاب در زمينه علوم پزشكي تاسيس دو
بيمارستان امام علي و تامين اجتماعي بعد از سه دهه در شهرستان زاهدان است كه
رفتار بسيار تحقير اميز و زننده كاركنان سيستاني اين بيمارستان ها و ساير
بيمارستان ها و مطب ها با ملت بلوچ واقعا باعث تاسف مي باشد **تاسيس شبكه
تلوزيوني استاني بنام هامون (نام درياچه ايي در سيستان ) برنامه هاي اين شبكه
بيشتر به منطقه سيستان اختصاص دارد البته از اداره صدا و سيما و شبكه هامون كه
تمام دست اندر كارانش مال منطقه سيستان هستند انتظاري جز نشان دادن منطقه
خودشان و مصاحبه با مردم سيستان و فارس (بجز هفته وحدت كه در مصاحبه هاي اين
شبكه چند بلوچ هم ديده مي شوند ) نيست و اين خود نشان از ضرورت تاسيس يك شبكه
تلوزيوني ماهواره ايي توسط بلوچ ها در خارج از كشور (مانند شبكه هاي كردي )
دارد كه به نظر مي رسد كمتر مورد توجه فعالان سياسي بلوچ قرار گرفته ** يكي
ديگر از دست آوردهاي انقلاب اسلامي وحدت است (امسال نيز به سال اتحاد ملي و
انسجام اسلامي نامگزاري شده است ) كه انقلاب براي تحقق اين هدف در خارج از
كشور به تندروهاي شيعه در عراق و افغانستان و لبنان و يمن و پاكستان و بحرين
پول و اسلحه مي دهد تا سني ها را بكشند و همه يك دست شيعه شوند و در داخل نيز
به منظور رسيدگي به قوميت هاي نژادي و مذهبي دست به همچنين اقداماتي مي زند
مثلا در كردستان ترك هاي شيعه مذهب را بر آنان مسلط كرده در خوزستان بجاي دادن
حق و حقوق اعراب منطقه لرهاي شيعه را پست و مقام داده و در سيستان و بلوچستان
هم كه نياز به توضيح ندارد همه مي دانند مردم سيستان تكيه بر تمام كرسي ها
زده اند . دستاوردهاي ديگري نيز انقلاب براي اهل سنت داشته همچون تخريب مساجد و
ندادن حق نماز در شهرهاي بزرگ كشور و تاليف كتب تفرقه افكن و تاسيس قبر ابولو
لو و دستگيري و شهادت علماي اهل سنت و هزاران مورد ديگر.
.در زمينه قضايي
نيز نظام آخوندي بسيار بالاتر از حكومت پهلوي ايستاده مثلا اعدام دسته جمعي و
براي اولين بار در تاريخ ايران تاسيس گورهاي دسته جمعي در منطقه خاوران تهران
كه مشهور مي باشد گرفتن اعتراف سريع آن هم با رضايت معترف ( مثلا در همين
استان اشخاص را طوري شكنجه مي دهند كه حاضر مي شوند به كارهاي نكرده اعتراف
كنند-مثل نصرالله شنبه زهي و اين هفت جوان بيگناه بلوچ - اگر چه خود مي دانند
با اين اعترافات اعدام مي گردند ولي براي رهايي از شكنجه اعتراف مي كنند و
پاسداران صفاك نيز بعد از گريم كردن متهمين (براي مشخص نشدن آثار شكنجه ) از
آنها فيلم به اصطلاح اعتراف مي گيرند و در رسانه ها پخش مي كنند كه بگويند مثلا
اين ها اين كار را كرده و نادمند . اما اگر اين افرادبه جرم نكرده اعتراف
نكنند مثل بسياري از مواردي كه در اين استان شاهد بوديم سرانجام زير شكنجه
بشهادت مي رسند و توسط ماموران وزارت اطلاعات در گوشه ايي خاك مي گردند و اگر
خانواده ها پيگري كنند بعد از چند ماه پس از اينكه جسد كاملا متلاشي شد و اثري
از شكنجه ها نماند گوري به آنها نشان مي دهند كه اينجا جنازه دفن است و كيست
كه جلوي اين صفاكان را بگيرد و كجايند سازمان هاي بين المللي حقوق بشر ( در
همين جا برخود لازم مي بينم از تلاش هاي صادقانه آقايان دكتر عبدالستار دوشكي
و دكتر جليل شه بخش و آقاي ناصر بليده و ساير فعالان سياسي بلوچ كه بدون هيچ
چشمداشتي خالصانه پيام مظلوميت اين ملت را بگوش جهانيان مي رسانند تشكر كنم .
G. Baloch az Zahedan
Posted>20070403