جهاد براي دموكراسي
مي دانيم كه اسلام
دين عقيده و ايمان و تفكر و استدلال است و به همين وسيله در جهان گسترش پيدا
نموده اسلام هيچگاه با جنگ مسلحانه و خونريزي موافق نبوده مگر در موقع ضرورت
. شايد برخي دوستان پس جهاد براي چيست ؟ در پاسخ اين دوستان بايد گفت همانگونه
كه آشكار است اسلام دين صلح و آرامش مي باشد و تا اقدام مسلحانه ضرورت پيدا
نكند دستور جهاد نمي دهد ولي در مواقع لازم نتنها از جنگ و جهاد نمي هراسد بلكه
آن را يك وظيفه شرعي و از بهترين اعمال بحساب مي آورد . چنانكه خداوند در سوره
توبه آيه 111 مي فرمايد :"" خدا از مومنان خانه ها و مالهايشان را خريداري مي
كند و در مقابل بهشت برين را به ايشان مي بخشد اين مومنان در راه حخدا پيكار
مي كنند و كشته مي شوند اين وعده حقي است بر خدا كه در تورات و انجيل و قرآن به
ثبت رسيده است و چه كسي از خدا به عهدش وفادارتر ؟ پس مژده باد بر شما به
معامله ايي كه با خدا كرده ايد اين سعادت بسيار بزرگيست براي شما "" . در آيه
بالا خداوند صحبت از معامله ايي بين خود و بندگانش مي كند معامله ايي كه يك
طرف آن پروردگار و طرف ديگر مومنان نيك خدايند . مومناني كه چنان شيفته و
دلباخته حقند كه رضاي او را بالاتر از هر چيزي مي دانند آنها زندگي دنيا را
كوتاه و گذرا و آخرت را پايدار و جاويدان مي دانند . در اين راه با ارزشترين
موجودي خويش يعني جاني را كه خدا به آنها عنايت فرموده به او باز مي گردانند و
در راهش فدا مي كنند . اي مبارزان هرچه دارند يك مرتبه رها مي كنند و محبت
دنيا و مردمش را يكسره از دل بيرون ميريزند و پروانه وار بسوي نور رهسپار مي
گردند
همان طور كه مي
دانيد جهاد براي رضاي خدا - دفاع از احكام اسلام – براي ازادي و عدالت و اقامه
قسط ( چنانچه خداوند در آيه 125سوره نسا مي فرمايند : "" اي كساني كه ايمان
آورده ايد كساني باشيد كه قسط بر پا مي داريد و بخاطر خدا گواهي مي دهيد هرچند
كه به زيانتان باشد يا به زيان پدر و مادر و نزديكانتان"" ) و همچنين دفاع از
سرزمين و ميهن واجب مي گردد و جهادگر در اين راه يا دشمنان اسلام و عدالت را مي
كشد و تار و مار مي كند و فاتح و سربلند به آغوش مردم و خانواده اش بر مي
گردد يا در راه خدا و در محضر او خون خويش را نثار دوست مي كند كه در هردو حال
به سعادت و پيروزي دست يافته است . با توجه به تعاليم اسلام اگر مومني به
بيند كه مردم در فقر و محروميت و خفقان زندگي مي كنند و ستمگران دسمزدشان را
چپاول يا مورد تجاوز و تعدي قرار مي گيرند نخست با برهان و منطق بيدارشان كند
(حاكمان ستمگر را) و از ظلم و كفر و شرك نجاتشان دهد و اگر مستكبران راه تبليغ
و برهان را ببندند پس طبق آيه 190 سوره بقره ( كه خداوند در اين آيه فرموده
:"" در راه خدا با كساني كه با شما مي جنگند بجنگيد ولي تجاوز نكنيد كه خدا
متجاوزان را دوست ندارد "") براي دفاع از عزت و شرف و اسلام بر مستكبران و
نوكرانشان بي باكانه بتازند و در جهادي مقدس از خونشان جوي ها روان سازند .
و تا حكومت ستمگر اصلاح يا سرنگون نگرديده از پا نايستند . البته ناگفته
نماند هميشه در سپاه ستمگران (در حكومت هاي به ظاهر اسلامي ) علاوه بر كساني
كه براي كسب مال و جاه مي ج-گند افراد ساده لوحي هستند كه فكر مي كنند آنها
براي بقاي حكومت اسلامي با كساني كه بر ضد رهبر اسلامي وارد جنگ شده اند مي
جنگند و چون براي رهبر اسلامي مي جنگند همانطور كه كساني كه براي بقاي
حكومت حضرت علي با خوارج جنگيدند و شهيد گشتند آنها هم شهيدند !
ولي اين افراد
ساده لوح گويي نمي انديشند و نمي دانند چه شحخصيت والايي را با چه ستمگران
جاهل و مشرك و كوته فكري مقايسه كرده اند كدام خصوصيت حضرت علي را در اين
ستمگران ديده اند آيا حضرت علي مسجد ويران مي كرد و سپاهيانش مردم را شكنجه
مي دادند و قرآن زير پا مي كردند آيا حضرت علي با ظلم به حكومتش ادامه داد يا
با مهرباني با مردم . آري همه مي دانيم حضرت علي (بعنوان نمونه ايي والا از
يك حاكم اسلامي ) همچون سه خليفه قبل از خود با عدل و داد زندگي مي كرد و براي
كسب درآمد روز ها كار مي كرد و شب ها را به عبادت و كمك به محرومين مي گذراند
. پس كساني كه براي بقاي حكومت ها ي ستمگر گذشته و حال و آينده كشته مي
شوند شهيد محسوب نگرديده (اگر چه با مساعدت حكام جبار به لقب شهيد مفتخر گردند
) بلكه اين گمراهان همچون كساني هستند كه در سپاه يزيد (كه خود را حاكم عادل
اسلامي مي خواند ) براي مقابله با امام حسين رضي الله تعالي عنه شتافتند و
به درك واصل گرديدند و خود راشهيد مي خواندند و لشكريان امام حسين را خروج
كرده بر حاكم اسلامي. ( اينان به زعم خود در مبارزه با امام حسين پيروز گشتند
ولي تاريخ صدها سال است كه گواهي مي دهد برندگان واقعي اين مبارزه سپاهيان
اندك امام حسين بوده اند نه لشكريان تا دندان مسلح يزيديان . امام حسين در
يادها ماند و يزيديان به گورستان تاريخ رفتند اگر در زمان معاصر و در
بلوچستان نمونه ايي بسيار كوچك بخواهيم مثال بزنيم بپا خواستن دادشاه با عده
ايي اندك در مقابل حكومتي بزرگ بر ضد ظلم و جور است اگر در برهه اي از زمان
يعني تا زماني كه حكومت پهلوي بر مسند قدرت بود دادشاه شرور معرفي مي شد و
آنايي كه كشته بود شهيد ولي اين فقط براي زماني محدود بود چنان كه حالا مي
بينيم و در تاريخ ثبت گرديده دادشاه مبارز آزادي بود و از آن به اصطلاح شهدا
نامي نيست و تاريخ آنها را به فراموشي سپرده - - البته اين مثال بود وگرنه
امام حسين كجا و دادشاه - - اين است عاقبت كساني كه نه براي عدل و داد بلكه
براي خوش آمد حكام ستمگر وقت كشته مي شوند و حال اين گمراهان يا شهيدان قلابي
در آن دنيا نيز بهتر از اين دنيا نيست چنانچه خداوند در سوره صاد آيه 126 مي
فرمايند :"" البته كساني كه از راه خدا گمراه شوند عذاب سختي خواهند ديد چون
روز حساب را فراموش كرده اند"" همچنين در آيه 29 سوره كهف نيز مي خوانيم :""
ما براي ستم كاران آتشي مهيا كرده ايم شعله هاي آن چون خيمه ايي آنها را در بر
گيرد و اگر از شدت عطش آبي طلب كنند آبي چون آهن مذاب به آنها داده شود كه چهره
شان را بريان كند چه بد شربتي و چه بد منزلگاهي "")
در حالي كه شهيدان
واقعي سپاهيان امام حسين بودند كه بي باكانه و با عده ايي كم بر حكام جور
شوريدند و استقامت نمودند و از غير الله نهراسيدند چون به آيه 13سوره احقاف
(كه در اين آيه خداوند مي فرمايند :"" كساني كه گفتند پروردگار ما الله است سپس
استقامت نمودند نه ترسي براي آنان است و نه اندوهگين مي شوند "") عمل كردند پس
نه هراسي از سپاهيان ظلم و بيداد داشتند و نه از مرگ خويش اندوهگين و هراسان
بودند چون مي دانستند كه با مرگ حود با عث بيداري امت اسلامي گشته اند و شادمان
كه بفرمان پروردگارشان لبيك گفته اند چنانكه خداوند در آيه 195 سوره آل عمران
مي فرمايند :"" پس كساني كه هجرت كردند و از خانه و زندگي شان بيرون رانده شدند
و در راه خدا آزار ديدند و اذيت كشيدند و پيكار نبرد كردند تا كشته شدند خدا
سيئاتشان را پوشاند و بيامرزد و به بهشت هايي كه در زير در ختان انبوهش نهر
ها جاريست داخلشان كند كه اين ثواب هديه ايي است الهي و البته حسن ثواب پيش
خداست "" /
پپس بيايد از
گذشتگانمان پند بگيريم كه مبادا امروز در سپاه ستمگران و يزيديان دوران باشيم
/ و بدانيم جهاد بر ضد مذهب و عقيده و قوم خاصي نيست بلكه مبارزه ايست براي
رسيدن به دموكراسي كه در آن هر مذهب و قوم وعقيده ايي كه هستيد آزاد بوده و
درسايه عدل زندگي كنيد
G. Baloch az Zahedan
Posted>20070325