به نام آنكه پروانه حيران اوست
سهم ما از زندگي اين نيست!
ما هم آدميم! ما هم حق داريم! ما هم به اندازه ديگران از زندگي سهم
داريم!
چرا بقيه فكر مي كنند ما مظلوميم. چرا باید نسبت به حق و حقوقمان بی
اطلاع باشیم و مورد اجحاف و تبعیض و نا برابری قرار داشته باشیم
تفاوت بين مرد و زن كاملا طبيعي بوده و اين دليلي بر برتري يكي بر
ديگري نيست واين تنها يك تناسب است ولي با اين حال هيچكس اين تناسب
را نپذيرفته چرا بعضي ها انسانييت را مبنا قرار نميدهند وجنيسيت اين
قدر برايشان مهم است!؟
اين همه كوته فكري وتحقيروتبعيض
نسبت به زن باعث شده كه همه به عنوان يك موجود ناتوان و حقير به او
بنگرند و زن هميشه در محروميت به سربرد و هميشه مظلوم واقع شود و حقش
به خاطر جهالت ديگران زير پا له شود.
زنان از همان ابتداي تاريخ بشر به علت روحيات لطيف ونداشتن توانائي
هاي جسمي مثل مردان كمتر مورد توجه قرار ميگرفتند و حتي در يك دوره
به خاطر جنسيتشان زنده به گور ميشدند. با اينكه قرنها ازآن دوران
ميگذرد و ما در عصر پيشرفت و تكنولوژي به سر ميبريم بازهم سايه شوم
اين تبعيض و تفاوت در بيشتر نقاط دنيا گسترده است به خصوص در كشورهاي
جهان سوم (ايران).
د رسیستان بلوچستان بيشترشاهد اين بي عدالتي هستيم كه اين خود ناشي
از عقايد و سنتهاي كهنه حاكم بر مردم این استان است كه باز ريشه همه
اينها بيسوادي است مردسالاري از دير باز در این استان بر زنان حاكم
بوده و مردان هميشه به زنان به عنوان يك وسيله وشايد برده مينگريستند
نه به عنوان يك انسان هم نوع و شريك زندگي !
رسم و رسوم غلط و تعصبات خشك و بيجا و ندادن حق انتخاب به دختران و
ازدواجهاي تحميلي و جلوگيري از ادامه تحصيل دختران و جلوگيري از
پيشرفت آنان در زمينه هاي مختلف دركل، همه اين مشكلات ناشي ازنا
آگاهی و بيسوادي است كه مانع پيشرفت جامعه ما بوده و هست.
انتخاب همسر حق طبيعي زن و مرد است ولي متاسفانه دربيشتر نقاط این
استان اين پدر و برادر دختر هستند كه براي اوهمسرانتخاب ميكنند بدون
اينكه او را آدم حساب كنند و با او مشورت كنند و به خواسته و نظر او
اهمييت بدهند. ما شاهد ازدواجهاي تحميلي زيادي در سنين كم بوده ايم
كه دختران 13/14 ساله را، كه واقعا در اين سن بايد درس بخوانند و
استعدادهاي خودراشكوفا كنند، به عقد پيرمردهاي 60 /70 ساله به عنوان
زن سوم و چهارم در آورده اند. ملاك براي خانواده اين دختران فقط پول
و ثروت و شهرت بوده است.
مواردي از رسم و رسوم غلط ديگر در رابطه با ازدواج در بلوچستان ناف
بريدن نوزادان دختر و پسر هنگام تولد است كه خانواده ها بنا به خواست
و آرزوی خودشان آن دو نوزاد را به نام هم ميكنند (با همدیگر نامزد
میکنند). بدون اينكه واقع بينانه و روشن فكر كنند و اجازه بدهند كه
فردا که خودشان بزرگ شدند حق انتخاب همسر را خودشان داشته باشند.
ديگر موارد از حقوق ضايع شده زنان عدم ادامه تحصيل آنهاست در
بلوچستان چه بسيار دختراني با استعدادهاي فوق العاده هستند كه به
خاطر تعصبات خشك وبيجاي خانواده ازتحصيل و پيشرفت محروم ميشوند
وبهترين سرمايه ها و استعدادها را در چهارديواري و كنج خانه تلف
ميكنند و تمام خواسته هاي دختران را در وجودشان سركوب مي كنند چرا
بايد در خانواده ها و در اجتماع اينقدر تبعيض و تفاوت باشد؟ چرا
جنسيت مرد بر زن اينقدر برتري داشته باشد؟ چرا زنان بايد به خاطر
ديگران ازآنچه را كه دوست دارند و واقعا حقشان است محروم باشند؟ چرا
دراستان ما زنان بايد به عنوان عروسك و بازيچه در دستان مرد اسير
باشند و بنا به خواست وميل مردان نفس بكشند و زندگي كنند؟ چرا ؟ چرا؟
چرا اينقدر جنسيت مهم است كه مردی به خاطر اينكه همسرش 3 بار پشت سر
هم دختر به دنيا آورده او را به عنوان دخترزا بودنش طلاق دهد و زن
ديگري را اختيارکند!؟
آیا اين اوج بي عدالتي نیست؟ چرا ما زنان درسرزمين آبا و اجدادی مان
، ، حق هيچ گونه پیشرفت را نداشته باشیم ؟ چرا در اجتماع نتوانیم حرف
خودمان را بزنیم و از حق خودمان دفاع كنیم ؟ چرا مردم اين قدر با
عقايد و سنت هاي كهنه و غلط رشد كرده اند بطوريكه خود زنان هم خودشان
را باور ندارند؟ چرا يك زن بعد از تولد دختر نوزادش با ناراحتي بگويد
9 ماه سختي کشیدم آخرش هم دخترشد!؟
چرا بايد طرز تفكر اينقدر پايين باشد و تلقين و اثر پذيري منفي
اينقدر بالا؟
چرا خود را از گرد و غبار اين جهالت نميتكانيم؟ چرا با اين افكار و
عقايد كهنه مبارزه نميكنيم؟ چرا ميگذاريم ديگران سوء استفاده كنند؟
چرا می گزاریم فرصت ها از دست بروند چرا می گزاریم دیگران جای مارا
بگیرند و چرا نتوانیم رئيس و معاون اين و آن مدرسه، اداره و سازمان
موسسه و شركت بشویم ؟ وچرا بعضی در كنج خانه ها فقط شوهرداري و بچه
داري كنند؟ چرا؟ آیا واقعا فكر ميكنيد كه زن فقط براي انجام وظايف
خانه خلق شده؟
اگر شما واقعا خواهان کشور واستان مدرن و پيشرفته و آزاد هستید پس
آزاد فكر كنيد. به زنان و دختران خود اجازه تحطل بدهید تا همه با هم،
مرد و زن، در کنار هم برای آزادی و آبادانی بلوچستان مبارزه کنیم.
مطمئن باشید که با کنار گذاشتن نیمی از جمعیت یعنی زنان از صحنه نه
توسعه به دست می آید و نه آبادانی میسر است
به نام خداوند مهربان
زن این فرشته ی سعادت که
تبسمش رنگ ظلمت زندگانی را زدوده ، شادی ها و زیبایی های زندگی را
روح بخشیده و پرتوش
حیات انسانی را روشن ساخته است اگر تیرگی اعصار و قرون زندگی اش را
تیره و تار نموده است ،نمی شود که کوچکش شمرد و یا به فراموشی اش
سپرد!
امروز روز جهانی مبارزه علیه ستم جنسی روز ایستادگی در برابر کسانی
که با تکیه بر بعضی باورهای غلط حفاظ مستحکمی
برای حاکمیت مرد سالاری بنا کرده اند وروز مبارزه برای دستیابی به
حقوق عادلانه است گرچه در همین راستا تلاشهایی از سوی فعالان حقوق
بشر انجام گرفته واعلامیه جهانی حقوق بشر با این عنوان که تمام افراد
بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت وحقوق با هم برابرند در
واقع تساوی زن ومرد را در برخورداری از حقوق وحیثیت یکسان به رسمییت
شناخته است اما هنوز هم در بیشتر نقاط دنیا زنان طعم تلخ تبعیض
جنسیتی را در فضاهای عمومی تجربه می کنند .خودسوزی وخودکشی زنان
،فرار از خانه فحشا،فسادو... شکلی از فرایندهائی هستند که سر آغازآن
مرد سالاری وتبعیض ونابرابری بوده است امروز آمارزنانی که از تحمل
درد ورنج وخشونت وآزارهای جنسی خود وکودکانشان به کام مرگ فرستاده
شده اند افزایش یافته آمار دخترانی که به لحاظ آزارهای خانواده سنتی
فقر.عدم آموزش .بی کاری .نبود امکانات کافی برای جوانان واعتیاد پدر
وآرزوی زندگی بهتر ویا زیستن بدون غم وترس به اشتباه به خیابانها
پناه برده اند افزایش یافته آمار تعداد زنان مجرم دو برابر گشته
پدیده ی حراج دختران وتجارت زنان به کشورهای مجاور از طریق مناطق
مرزی گسترش یافته است وشمار زنانی که با فروش پیکرشان به دنبال
آرزوهایشان سرگردان شده اند وهمچنین زنان سرپرست خانواری که برای سیر
کردن شکم فرزندانشان به تحمل رنج ها ومصیبت ها ونیازهای حیوانی انواع
واقسام مردان ناشناس تن داده اند افزون گشته رنج این زنان فریاد
خاموش شرف انسانی است امروز در حقیقت روز مبارزه برای رفع این ستم ها
و صدای رسای این فریادهاست اگر اصلاح این ناهنجاریها در جامعه جدی
گرفته نشود توسعه فرهنگی اقتصادی علمی اجتماعی تحقق نخواهد یافت
وایجاد فضائی امن و فارغ از دغدغه امکان پذیر نخواهد گشت تقسیم نا
عادلانه ی ثروت های اجتماعی وعدم دسترسی زنان به منابع قدرت وثروت
فقر را به دنبال دارد ودر واقع اولین قربانیان فقر همین زنان وکودکان
معصوم هستند .یکی از بزرگترین ومهم ترین بی عدالتی های موجود در
جوامع انسانی نابرابری نا عادلانه بین زنان ومردان و به عبارتی تبعیض
جنسیتی است که در جامعه ما به خاطر برخی عوامل خصوصا
وجود سنت دیرینه مرد سالاری این نا
برابری به شکل مضاعفی سر بر آورده است .وجود تفاوت هایی که در ساختار
طبیعی خلقت زن ومرد وجود دارد دلیل سلطه ورزی یک جنس بر جنس دیگر ویا
برتری یکی بر دیگری نمی باشد
و این فقط یک تناسب است وباید آن را پذیرفت برابری زن و مرد در تمامی
عرصه های زندگی وجامعه امر طبیعی و به حق است و نمی توان به آن خدشه
ای وارد دانست بر اساس این طرز تفکر نباید مقرراتی وضع واحکامی مقررو
اجرا گردد که نشان دهنده ی نوعی امتیاز ویا برتری نگری مرد نسبت به
زن باشد در این جا باید یادآور شد که تنها برابر شدن زنان با مردان
در جامعه نقطه ی پایان ومطلوب نیست هنوز هزاران مشکل ومعضل دیگر
گریبانگیر زنان جامعه ماست به طور مثال همان طور که یک مرد کارگر روز
مزد مورد تبعیض وبی عدالتی در سیستم سرمایه سالار قرار می گیرد یک زن
کارگر در همان وضعیت به مراتب بیشتر دچار بی عدالتی می شود و فقط به
این خاطر که زن هست و به خاطر جنسیتش اندک مزدی را که کارگر مرد می
گیرد زن خیلی کمتر از آن را دریافت می کند ویا همچنین یک زن ودختر
اقلییت قومی که در چارچوب کهنه وپوسیده ی سنتی اسیر است به مراتب
شرایط، وضعیتش نسبت به زنان دیگر جامعه اسفناک تر است البته بعضی از
زنان علاوه بر هویت زنانه ی خویش واجد هویت های متکثر دیگری هم می
باشند به عنوان مثال زن بلوچ، زن کرد، زن ترکمن روستایی و زن کارگر
و... این زنان علاوه براینکه به خاطر زن بودنشان مورد ظلم وستم قرار
میگیرند در هر کدام از این شرایط بخشی
از حقوقشان نادیده گرفته می شود و چندین برابر بیشتر از زنان دیگر
مورد ظلم وتبعیض وبی عدالتی قرار می گیرند این موضوع به معنای نفی
خواست های دیگر زنان نمی باشد بلکه تاکیدی است بر توجه بیشتر به همه
ی اقشار جامعه
یعنی به همان اندازه که زنان سیاسی برای رسیدن به پست های مهم مثل
ریاست جمهوری تلاش می کنند و خواسته شان به حق و طبیعی است و باید
مورد توجه قرار بگیرد خواست یک زن روستایی و یا حاشیه نشین هم که می
خواهد از حداقل بهداشت و حق زندگی سالم بر خوردار باشد باید در کانون
توجه مسئولین قرار بگیرد
همه ی ما زنان خواسته هایی داریم می خواهیم جایگاه اجتماعی مان را حق
انتخاب همسر ،حق تحصیل وشغل مان را و خلاصه نوع زندگی مان را با
آگاهی و اختیار خود بر گزینیم . نمی خواهیم به صرف زن بودن اجبارهای
گوناگون بر زندگی مان سایه افکند و به ما تحمیل شود نمی خواهیم چون
زن هستیم از حق و حقوق کمتری بر خوردار باشیم نمی خواهیم با ما چون
بردگان رفتار شود نمی خواهیم چون زورمان کم تراست مورد خشونت وتحقیر
قرار بگیریم
بلکه می خواهیم در ذهن و زبان و زندگی روز مره (انسان)را جای گزین زن
ومرد کنیم فقط به این دلیل ساده که انسانیم
در یک کلام می خواهیم نظامی را که عده ای در آن فرو دست و عده ای در
آن فرا دست هستند حداقل به عقب نشینی واداریم
این ها به علاوه ی هزاران آرزوی دیگر خواسته های ما هستند خواسته
هایی که نه تنها با تغییر قوانین بلکه با ایجاد تحول در
نگرش ها ،رفتارها،عادت ها و سنت های کهنه قابل تحقق است .
همان طور که گفته شد یکی از عوامل مهم در نقش کم رنگ زنان ،فرهنگ مرد
سالار مسلط بر جامعه است اما نباید فراموش کرد که عدم خودباوری ،کم
کاری و بی توجهی خود زنان به این امور مزید بر علت است که بیشتر به
این ذهنیت اشتباه بر می گردد که مسئله زنان را جدا از جامعه می بینند
و حل شدن آن را جداگانه امکان پذیر تصور می کنند در حالیکه مسئله
زنان مربوط و متصل به کل جامعه است و نمی توان آنرا جدا از دیگر
مسائل جامعه فرض کرد پس حضور ومشارکت و جنبش ما زنان امری بسیار
ضروری است و در واقع راه طولانی وسختی را در پیش دارد و باید شرایط
نا مطلوب جامعه را که در آن عده ای اندک برای حفظ منافع خودشان با
تضعییع حقوق انسان ها خصوصاٌ زنان به وجود آورده اند را تغییر دهند
در این راه لازم است زنان افق دید خود را گسترده تر سازند و به خود
باوری برسند و مسئله زنان را در کل جامعه تعریف کنند و با نفی دو
گانه ی کاذب مرد سالار- زن سالار ، انسان سالاری را در جامعه و بلکه
در تمام دنیا بر قرار سازند .
مژگان ناروئي